کپشنننننن🎀🤭
کپشنننننن🎀🤭
عروسک من😈🔞
پارت سی و س
لبای خشکمو ترر کردم و به سقف خیره شدم
"صبح زود"
+هنرییی بزار برمممممممم هنرییی کجایییییی
یهو یه دختر قد کوتاه کرد وارد اتاق شد لبخندی زد
و نزدیکم شد
-اروم عزیزم
لبخند ریزی زد و دستشو دراز کرد
-خواهر ناتنی هنری آرینا
به چشماش خیره شدم و لب برچیدم
+بنظرت تو حالیم که بخوام بگمم اسممو بگمم
لطفا به داداش روانیت بگو منو ول کنه
-من میزارم بری
متعجب لب برچیدم
+ولی
-مگه نمیخوای بری پیش مجنونت هوم
کمکت میکنم
+نیکولای زنده است
کلید کوچیکی رو در اورد و شروع کرد به باز کردن دستهایم
+هنری این کارتو نمیبخشه
خندید و لب برچید
-من برای عشقم اینکارو میکنم
پاهام باز کرد که لب برچیدم
+عشق
یهو صدای سرهان پشت سرم اومد
-زن داداش
با هق هق رفتم بغلش که لب برچید
+واقعا نمیخواستم بللایی سر نیکولای بیاد فقط
فقط میخواستم برم به خونه ام
ازش جدا شدم و اشکامو پاک کردم
#رمان #عاشقانه #مافیایی
آرینا دختر خوشگلیه🎀😭
فالوووم کنیدد😈🛐
عروسک من😈🔞
پارت سی و س
لبای خشکمو ترر کردم و به سقف خیره شدم
"صبح زود"
+هنرییی بزار برمممممممم هنرییی کجایییییی
یهو یه دختر قد کوتاه کرد وارد اتاق شد لبخندی زد
و نزدیکم شد
-اروم عزیزم
لبخند ریزی زد و دستشو دراز کرد
-خواهر ناتنی هنری آرینا
به چشماش خیره شدم و لب برچیدم
+بنظرت تو حالیم که بخوام بگمم اسممو بگمم
لطفا به داداش روانیت بگو منو ول کنه
-من میزارم بری
متعجب لب برچیدم
+ولی
-مگه نمیخوای بری پیش مجنونت هوم
کمکت میکنم
+نیکولای زنده است
کلید کوچیکی رو در اورد و شروع کرد به باز کردن دستهایم
+هنری این کارتو نمیبخشه
خندید و لب برچید
-من برای عشقم اینکارو میکنم
پاهام باز کرد که لب برچیدم
+عشق
یهو صدای سرهان پشت سرم اومد
-زن داداش
با هق هق رفتم بغلش که لب برچید
+واقعا نمیخواستم بللایی سر نیکولای بیاد فقط
فقط میخواستم برم به خونه ام
ازش جدا شدم و اشکامو پاک کردم
#رمان #عاشقانه #مافیایی
آرینا دختر خوشگلیه🎀😭
فالوووم کنیدد😈🛐
- ۳.۹k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط