مثل هر شببب کپشنننن😎🎀

مثل هر شببب کپشنننن😎🎀

عروسک من😈🔞

پارت چهل و نُه

+آقای راننده نیک کجاس مگه قرار نبود ظهر
باهم بریم

راننده نگاهش رو از ائینه داد بهم و لب برچید

-خانوم رئیس خوبن فقط دستور دادن شما رو
برگردونیم روسیه

دستامو ضربدری روی سینه ام گذاشتم

چرا ذهنمو درگیر کرده اووووف فرشته بیخیال

ولی اخه دلم براش شور میزنه موهامو پشت گوشم زدم و به بیرون خیره شدم

بدجور خورد تو ذوقم

...

از جت پیاده شدم اخه فکرشو نمیکردم تنها برگردم

یهو یه دختر اومد سمتم متعجب بهش خیره
شدم که با ذوق پرید بغلم

از شوق دستام خشک شده بود

-وایی باورمم نمیشه زن داداش چقدر قشنگیی

تند تند پشت سر هم گفت

ازم جدا شد و بعد با دستاش بازی کرد

-پوف ببخشید هیجان زده شدم

بعد نگاهی بهم انداخت

-تایپ نیکولای از ریشه عوض شده

+تو کی هستی

-من خواهر نیکولای هستم نِلی

+منم فرشته ام به گفته داداشت
فرشته ولکوف

خندید و دستشو به پشت کمرم کشید که لب برچیدم

+نیکولای ازش خبر نداری

-نچ ولی نگرون نباش حالش خوبه

#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی

اهم اهم نِلی عاشق سرهانِ
اما سرهان عاشق خواهر هنری اخ قلبم
برای نِلی درد میکنه🎀😫
دیدگاه ها (۱۴)

سلام بر اکسپلور ویسگون🤦🏻‍♀️👋🏻عروسک کوچولو رئیس آقاییشه🤣🎀😈چطو...

کپشننننن🎀😈عروسک من😈🔞پارت چهل و هشت پاشدم و پله هارو رفتم با...

کپشننن برای خوندن رمان جذابمون😈🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و هفت پله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط