ایننن پایینو ببین🎀🛐

ایننن پایینو ببین🎀🛐

عروسک من😈🔞

پارت سی و یک

به پاهامم زنجیر بسته شده بود کی قراره
این کابوس زهرماری تموم شه

زیادی ترسناکه با داد لب برجیدم

+منوووووووو باززززز کنیددد هنرییی
نیک زنده ات نمیزارهههه

یهو وارد اتاق شد

با چشمای قرمز بهم خیره شد پشت در اتاق بود
اومد سمتم زانو ی راستو رو تخت گذاشت

و چونه امو بالا اورد با دندون های ساییده شده غرید

-دوباره بگو

+چیو اینکه نیک زنده بگورت میکنه

عصبی خندید و موهامو تو مشتش گرفت از دردش
صورتم واا رفت

+آخ ولم کنن

-هیچکس نمیتونه منو زنده بگور کنه فهمیدی
فرشته هیچکس حق نداره

بعد موهامو ول با ملایمت موهامو نوازش کرد
تو چشمای درشتم خیره شد

-اشکالی نداره من اون مانع رو بر میدارم
میدونم نیک مانع بین منو توعه

اون بمیره من تو ما میشیم

تو صورتش غریدم

+هیچکس مانع نیستتت روانی هیچوقت هم قرار نیست من و تو ما شیممم

هنری عصبی خندید و لب برچید

-اینقدر زود بهش وابسته شدی میتونی مال
من باشی فرشته

+ولم کن

-نچ نچ نچ نشد عزیزم

با هق هق لب برچیدم

+بهم عزیزم نگوو من عزیز تو نیستم

-باشه باشه فرشته

گونه امو بوسید و عقب کشید که گونه امو به بالش کشیدم

+لبای کثیفتو رو صورتم نزار منو ول کنن

یهو صدای داد نیک پیچید که هنری پوزخندی زد

-من اون مانع رو بر میدارم فرشته

+نیک

چسب رو روی دهنم گذاشت و جلو چشمام رفتش

رفتش پاهام با زنجنیر و دستام بسته شده بود

یهو صدای شلیک گولوله ملافه رو تو مشتم گرفتم
امکان نداره بهش شلیک نکرده

لعنتی هق هق ام اوج گرفت

#رمان #عاشقانه #مافیایی

کابوسسسه مگه نهههه😭🎀
دیدگاه ها (۳۲)

کپشنن مهمهه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت شانزدهماسلحه بود یهو نیک اومد تو...

کپشن مهمهه🎀🍒عروسک من😈🔞پارت چهل و یک +نه من قاتل نیستم خندید ...

عروسک من😈🔞

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط