...My evil angel...

...My evil angel...
پارت¹³
🪽🔥 فصل دوم
رقصی که سرنوشت آغاز کرد
...
ضیافت به اوج خودش رسیده بود.

نور چلچراغ‌های کریستالی، تمام تالار را روشن کرده بود.

فرشته‌ها، شیاطین و فرماندهان در کنار هم ایستاده بودند.

برای اولین بار...

میان بهشت و جهنم، سکوتی از جنس آرامش حکم‌فرما بود.

...

پری سرنوشت از جای خود بلند شد.

لبخند آرامی زد و گفت:

£«طبق رسم قدیمی...»

£«زیافت، با آخرین رقص به پایان می‌رسد.»

همان لحظه...

صدای ویولن در تالار پیچید.

بعد صدای پیانو...

و در آخر، ملودی آرامی تمام فضا را پر کرد.

یکی‌یکی مهمان‌ها دست شریک رقصشان را گرفتند.

...

ا.ت با لبخند به اطراف نگاه می‌کرد.

تا اینکه...

سایه‌ای مقابلش ایستاد.

جونگکوک بود.

چند ثانیه چیزی نگفت.

بعد کمی با خجالت دستش را جلو آورد.

_«...می‌رقصی؟»

ا.ت با تعجب پلک زد.

بعد لبخند قشنگی روی لبش نشست.

+«با کمال میل.»

دستش را در دست جونگکوک گذاشت.

...

همه با تعجب به آن دو نگاه می‌کردند.

پادشاه جهنم...

و فرشته‌ی تبعیدشده...

آرام وارد وسط تالار شدند.

...

جونگکوک یک دستش را روی کمر ا.ت گذاشت.

دست دیگرش، دست ا.ت را گرفته بود.

با شروع موسیقی...

آرام شروع به رقصیدن کردند.

...

ا.ت خندید.

+«فکر نمی‌کردم بلد باشی برقصی.»

جونگکوک خیلی آرام جواب داد:

_«سال‌ها پیش... یاد گرفتم.»

_«ولی هیچ‌وقت با کسی نرقصیده بودم.»

ا.ت با شیطنت گفت:

+«پس من اولین نفرم؟»

جونگکوک چند لحظه سکوت کرد.

بعد خیلی آرام سرش را تکان داد.

_«آره...»

...

صورت ا.ت از خجالت کمی سرخ شد.

اما چیزی نگفت.

فقط لبخند زد.

...

از آن طرف تالار...

پری سرنوشت با آرامش به آن دو نگاه می‌کرد.

کلاغ سیاه روی شانه‌اش نشست.

٪«باز هم نقشه کشیدی؟»

پری جرعه‌ای از نوشیدنی‌اش نوشید.

£«نه...»

£«این بار...»

نگاهش را از جونگکوک و ا.ت برنداشت.

£«فقط موسیقی را شروع کردم.»

...

کلاغ پوزخند زد.

٪«و بقیه‌اش را خودشان انجام دادند.»

پری لبخند محوی زد.

£«دقیقاً...»

...

در تمام تالار...

هیچ‌کس به اندازه‌ی آن دو آرام نبود.

انگار صدای موسیقی...

فقط برای آن‌ها نواخته می‌شد.

و برای چند دقیقه...

نه جنگی وجود داشت...

نه کتاب سرنوشتی...

نه بهشت...

نه جهنم...

فقط...

دو قلب...

که بی‌آنکه خودشان بدانند...

یک قدم دیگر به هم نزدیک شده بودند.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

...My evil angel...پارت ¹⁴🪽🔥 فصل دومکوچولو🎀...صبح روز بعد......

...My evil angel...پارت¹⁵...قسمت اخر فصل دوم....🪽🔥 فصل دومپا...

...My evil angel...پارت¹²🪽🔥 فصل دومنقشه‌ی پری سرنوشت...صدای ...

...My evil angel...پارت¹¹🪽🔥 فصل دوممهمان سرنوشت...از صبح، قل...

پارت آخر

نام: قرارداد نفرتPart:³¹بعد از ناهار، همه هنوز توی سالن نشست...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

نام: قرارداد نفرتPart:⁴⁴چند دقیقه بعد، جونگکوک و ا/ت دوباره ...

نام: قرارداد نفرتPart:45موسیقی همچنان توی اتاق پخش می‌شد.ا/ت...

نام: قرارداد نفرتPart:80راهروی زیرزمین تاریک و ساکت بود.فقط ...

نام: قرارداد نفرتPart:⁴⁷صبح بعد از صبحانه، ا/ت و جونگکوک برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط