دوباره نوشتم از تو بی اختیار چشم هایم خیس شد قطره های اشک

دوباره نوشتم از تو بی اختیار چشم هایم خیس شد قطره های اشک سرازیر شد و من با بغض نوشتم برگرد
دیدگاه ها (۳)

یک قطره آب بود و با دریا شدیک ذره خاک و با زمین یکتا شدآمد ش...

سهم دلتنگی من قطره اشکی ست که در پشت قدم های تو آرام چکید !

اقیانوس با همه بزرگی و توفندگی هایش،فرزند پدری کوچک،به نام ق...

از عشق گفتن شهامت میخواهدپشت میله های (دوستت دارم)همیشهقطره ...

گفت : ناگهان باران گرفت ... اشک هایم خیس شد ... گفتم : اشک ک...

به اشک گفتم:تو کیستی؟چرا هر وقت دلم می‌شکند،تو زودتر از همهخ...

اینجا خورشید غروب نمیکند

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

‌اگه آروم شدی بفرست ........♡︎خدایا ........اگر دلِ من خسته ...

برای‌بکهـ...کام‌نزارید!! وقت رفتن کاش در چشمم ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

میگم.باباجون.مهربونماز وقتی رفتی چنان ضعیف و ناتوان شدمکه ب...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

من که از همه دست کشیده ام مانده ام هنوزچرا دست هایم بر شانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط