مرثیهٔ خاموش
مرثیهٔ خاموش
خواننده: بی.ام.لیمیت
مهندسیِ محتوا: بهرام محمدی
[بند اول]
از وقتی رفتی
کوچه هم خسته شد
پنجره هر شب
به اسمِ تو گریه کرد
من ماندم و این
ساعتِ بیپایان
که رویِ سینهام
سنگینتر از درد شد
[پیشدرآمد اول]
دستم به هیچ جا
گرم نمیشود
این خانه بیتو
خانه نمیشود
هر خاطرهات
میریزد آرام
مثلِ بارانی که
از سقفِ دلم چکید
[اوج اول]
برگرد، برگرد
دلِ من ویران شد
برگرد، برگرد
شهرِ من باران شد
اسمِ تو را هنوز
لبِ من میخواند
اسمِ تو را هنوز
گریهام میداند
[بند دوم]
رویِ پلههایت
ردِّ نفس مانده
در قابِ خالیات
چشمِ من جا مانده
من با سکوتت
عادت نکردم
این زخمِ قدیمی
هر شب دوباره شد
[پیشدرآمد دوم]
ای کاش میدانستی
بعدِ تو چه شد
این بغضِ خاموش
تا کجا قد کشید
هر راهِ بسته
میرسد به تو
هر خوابِ بیتو
صبحی ندارد، نه
[اوج دوم]
برگرد، برگرد
دلِ من ویران شد
برگرد، برگرد
شهرِ من باران شد
اسمِ تو را هنوز
لبِ من میخواند
اسمِ تو را هنوز
گریهام میداند
[پل]
اگرچه دیر است
اگرچه دوری
من از تو هرگز
دل نمیکَنم
این قلبِ خسته
راهی ندارد
جز اینکه با نامت
از نو شکسته شود
[اوج نهایی]
برگرد، برگرد
دلِ من ویران شد
برگرد، برگرد
شبِ من طوفان شد
اسمِ تو را هنوز
لبِ من میخواند
اسمِ تو را هنوز
گریهام میداند
[فرجام]
برگرد
حتی برایِ یک نفس
برگرد
تا من نفس بکشم…
• ─────『 ✦ 』───── •
✍️ مبدأ و مهندسیِ محتوا: بهرام محمدی | @BMLIMIT
📌 صفحه رسمی بهرام محمدی | دکترین حد
🌐 https://www.instagram.com/bmlimit/
خواننده: بی.ام.لیمیت
مهندسیِ محتوا: بهرام محمدی
[بند اول]
از وقتی رفتی
کوچه هم خسته شد
پنجره هر شب
به اسمِ تو گریه کرد
من ماندم و این
ساعتِ بیپایان
که رویِ سینهام
سنگینتر از درد شد
[پیشدرآمد اول]
دستم به هیچ جا
گرم نمیشود
این خانه بیتو
خانه نمیشود
هر خاطرهات
میریزد آرام
مثلِ بارانی که
از سقفِ دلم چکید
[اوج اول]
برگرد، برگرد
دلِ من ویران شد
برگرد، برگرد
شهرِ من باران شد
اسمِ تو را هنوز
لبِ من میخواند
اسمِ تو را هنوز
گریهام میداند
[بند دوم]
رویِ پلههایت
ردِّ نفس مانده
در قابِ خالیات
چشمِ من جا مانده
من با سکوتت
عادت نکردم
این زخمِ قدیمی
هر شب دوباره شد
[پیشدرآمد دوم]
ای کاش میدانستی
بعدِ تو چه شد
این بغضِ خاموش
تا کجا قد کشید
هر راهِ بسته
میرسد به تو
هر خوابِ بیتو
صبحی ندارد، نه
[اوج دوم]
برگرد، برگرد
دلِ من ویران شد
برگرد، برگرد
شهرِ من باران شد
اسمِ تو را هنوز
لبِ من میخواند
اسمِ تو را هنوز
گریهام میداند
[پل]
اگرچه دیر است
اگرچه دوری
من از تو هرگز
دل نمیکَنم
این قلبِ خسته
راهی ندارد
جز اینکه با نامت
از نو شکسته شود
[اوج نهایی]
برگرد، برگرد
دلِ من ویران شد
برگرد، برگرد
شبِ من طوفان شد
اسمِ تو را هنوز
لبِ من میخواند
اسمِ تو را هنوز
گریهام میداند
[فرجام]
برگرد
حتی برایِ یک نفس
برگرد
تا من نفس بکشم…
• ─────『 ✦ 』───── •
✍️ مبدأ و مهندسیِ محتوا: بهرام محمدی | @BMLIMIT
📌 صفحه رسمی بهرام محمدی | دکترین حد
🌐 https://www.instagram.com/bmlimit/
- ۱.۲k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط