دارم میرم

دارم میرم
ولی دلم
میخواد باشم کنار تو
میترسم از اینجای عمر
باشم در انتظار تو
اخه مگه به جز تو کی
مونده تو این دنیا برام؟

اما میدونم که باید
دوریتو به جون بخرم
از پیش تو باید فقط
یه یادگاری ببرم

نه تقصیر تو بود نه من
دنیا به کام ما نبود
قرارمون باشه یه جا
اونور گنبد کبود

بعضی وقتا با خودم فکر میکنم که کی این رابطه رو شروع کرد...
شاید من ... و شاید تو ...
اما این تو بودی که منو وابسته کردی ...
تو بودی که بلد بودی قشنگ حرف بزنی ...
تو بودی که هم درد من بودی !

چقدر خوب بود ...
روز هایی که هیچ وقت تکرار نمیشه ...
کاش هیچ وقت فرا تر نرفته بودم
کاش هیچ وقت اعتراف نکرده بودم
شاید الان بودی... :

(شاید برای تو هم سخت بود
گفتن حرفای اخرت...
شاید تو هم دلت نمیخواست که تموم بشه
شاید مجبور بودی تظاهر کنی به اینکه اضافیم... به اینکه اگه بمونم اضافی میشم...

شاید تو هم اون موقع که بدن من میلرزید اشک میریختی ...
شاید ...
یادمه قبلا میگفتی چشمام رو خیس نکنم...
چی شد اون حرفا؟؟

ولی دیگه راهی پیش روم نذاشتی ...
فقط رفتن و .... رفتن ...

بهم گفتی سکوت کنم ... گفتی یاد بگیرم صبر رو ...

خبر ز حال من نداری
که دل به جاده میسپاری
سحر ندارد این شب تار
مرا به خاطرت نگه دار !!!
دیدگاه ها (۱)

تولدت مبارک، نامجون. 💜شاید هیچ‌وقت ندونی چند بار حرف‌هات درس...

جونگکوکا تو واقعا داره ۲۹ سالت میشه؟ ‌ولی تو هنوز برای ما آر...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

پس میون اون شب‌های سخت‌ات دل‌تنگ من هم شدئ؟ دل‌تنگ خودِ قدیم...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

بعد اون شب که بدون خداحافظی رفتیمیدونی هیچوقت مثل سابق نشدم...

واقعا از اینکه دوستی مثل تو دارم روزی هزار بار خداروشکر میکن...

ادامه پارت ۲۴

My lovely neighbor part : 60

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁴یک هفته بعد...یونگی کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط