بگذار هیجانِ آن خاطره، غریبیِ این دلتنگی،

بگذار هیجانِ آن خاطره، غریبیِ این دلتنگی،
نقشِ این شادی، کهنگیِ این غصه، رنجِ آن شعر،
سکوتِ این گم شدگی، بهای این عشق...
بگذار پیچیدگیِ لعنتیِ این زندگی تو را به گریه
بی اندازد.
بگذار دلش آرام بگیرد که زنده است؛
او که از دنیای تو گریخته است وُ تو در دنیای او
از هم گسسته ای.
دیدگاه ها (۴)

ﮔﺎﻫﻰ ﺁﺩﻡ ﻳﻜﻰ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﺗﺸﺎﺑﻬﯽ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻧﺪﺍﺭﺩ ،ﺍﻣﺎ ﺷﻴﻔ...

الفاتحه....

نگاشون کن...چقد خوشگلن.؟؟پسررو نگا کن...یه نگاه به دختره کن‌...

★ﺍﻭﻧـــــے ﮐﻪ ﺭﻓـــﺖ , رفتــہ ...♥♡♥♡♥♡♥♡⇇ﺍﮔــــہ ﺑﺮﮔـــــــ...

@nphotography

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

پارت دوازدهم | اعترافعصر روز بعد...پارک کنار رودخانه‌ی «هان»...

وقتی دلت تنگ می‌شود،بغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو ف...

...My evil angel...پارت⁵🪽🔥 فصل سومنگهبان تالار خاطرات...سکوت...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط