چه کنم زلزله ، با عشوه ی ویرانگری ات ؟

چه کنم زلزله ، با عشوه ی ویرانگری ات ؟
آتش سرخ لب و بوسه ی افسونگری ات

مثل مومی ست که قالب شده ی مشت تو است
دل من این دل بازیچه ی بازیگری ات

هان چه می شد اگر اشک آینه ای قیمت داشت ؟
سر گرانی نکنی این همه با مشتری ات

نیش تو کاسه ی دل نشکند و نوش لبت
پر کند کاسه ی دل از عسل دلبری ات

کاش چون سر زدن صبح بیایی با ناز
تا بپیچد همه جا عطر گل روسری ات

چنگ بر موی طلایی تو خورشید زنم
تا بسوزد تنم از آتش هم بستری ات

لب من جام تهی نیست از این باده بنوش
پر شد از خون دلم ساغر ناباوری ات

رخصتی تا گره از کار دلم باز کنم
دل من خورده گره با گره روسری ات
دیدگاه ها (۲)

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......زخمه بر جانم بزن ت...

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

کاش هرگز دلتان مثل دلم خون نشود کاش لیلای دگر عاشق مجنون نشو...

عاقبت لب های تو سهم لبانم می شودصورتت ماه قشنگ آسمانم می شود...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

حضرت یار

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

نگرفتی خبــر از گمشده راهی گاهیکه بپرسی کمی از حال‌ تباهی گا...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وچهارم 𓆪ات با نگرانی به جیمی...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط