حضرت یار
به نفسهای تو بند است مرا هر نفسی
سایه ات کم نشود از سر من حضرت یار
بوسهات آتش و آغوش تو آرامشِ من
تو نباشی چه کند این دل افتاده به کار
مشکلِ شرعی ندارد بوسه از لبهای تو
میوه ی بیرون زده از باغ حقِ عابر است
من تو را خواهم، نه یک شب، تا ابد، تا آخرش
بوسه در خلوتِ شب، لذتِ ما تا سحر است
شاعران دکتر ناجیه حیات و محمد خوش بین
سایه ات کم نشود از سر من حضرت یار
بوسهات آتش و آغوش تو آرامشِ من
تو نباشی چه کند این دل افتاده به کار
مشکلِ شرعی ندارد بوسه از لبهای تو
میوه ی بیرون زده از باغ حقِ عابر است
من تو را خواهم، نه یک شب، تا ابد، تا آخرش
بوسه در خلوتِ شب، لذتِ ما تا سحر است
شاعران دکتر ناجیه حیات و محمد خوش بین
- ۵۷۴
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط