حضرت یار

به نفس‌های تو بند است مرا هر نفسی
سایه ات کم نشود از سر من حضرت یار

بوسه‌ات آتش و آغوش تو آرامشِ من
تو نباشی چه کند این دل افتاده به کار

مشکلِ شرعی ندارد بوسه از لب‌های تو
میوه ی بیرون زده از باغ حقِ عابر است

من تو را خواهم، نه یک شب، تا ابد، تا آخرش
بوسه‌ در خلوتِ شب، لذتِ ما تا سحر است

شاعران دکتر ناجیه حیات و محمد خوش بین
دیدگاه ها (۰)

فراتر از خویش

آرزوی پلنگ ها با مرگ

به نفس های تو بند است مرا هر نفسی، سایه ات کم نشود از سر ما ...

به نَفَس‌های تو بَنداست مَرا هَر نَفَسیسایه‌ات کم نشود از سَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط