نمی‌دانم چه بنویسم..

نمی‌دانم چه بنویسم..
شاید اگر تو اینجا بودی اشک‌هایی
را که حالا توی چشم‌هایم با
زحمت نگه می‌دارم را روی دست‌هایت می‌ریختم...💔


💫و اما ؛
قـسم به چشم هایت
تـا روزی کـه زنده ام
عشقِ تـو امانتـه کنـجِ سینـه ام ...💫


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

به اشک گفتم:تو کیستی؟چرا هر وقت دلم می‌شکند،تو زودتر از همهخ...

✨ اگه همین امروز، فقط چیزایی رو ببینی که بابتشون خوشبختی، با...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

عاشقانه های شبنم

dark life = 33

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

برای همه‌ی شب‌هایی ڪهمن دیگر نیستم‌شبت بخیر جانم《عشـــق گاهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط