نام فیک: مافیای جذاب من
نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 2
Part: 19
€دکتر اون قرصایی رو که داده بودین رو هم نخورده..
≃وایییی خدا از دست شما اقای جئون، اگر میخواید خودتون رو بکشید راه های بهتری هم بدون درد هست*پاشد از جاش
سردرد جونگکوک بهتر شده بود و حالا دردی نداشت، دلش ی خواب طولانی میخواست.
€ممنونم ازتون*ادای احترام کرد
≃اگر سر یه بعدی نوشیدن منو خبر نکنید چون ایشون اگر همینجوری ادامه بدن خودشون رو میکشن و از دست من کاری بر نمیاد
€باشه
≃اقای جئون، اگر همینجوری ادامه بدید کبدتون هم صدمه میبینه . بعدش من دیگه نمیتونم کمکتون کنم
_باشه دیگه نمیخورم..
≃خوبه.
€خب قرصی چیزی نباید بخورن؟
≃با معاینه ای که کردم کبدشون کمی صدمه دیده و منم براشون ی کپسول مینویسم هر شب قبل خواب بخورن.
برای سردردشون هم ی قرص مینویسم هروقت این سردردا سراغشون اومدن یدونه بخورن
€یعنی بازم سردرد میگیره؟
≃یجورایی مثل میگیرنه ولی چون داره مشروب و الکل رو یدفعه میزاره کنار اذیتش میکنه تا حدود یک یا دوماه
€کپسول رو تا کی باید بخوره؟
≃یکماه کافیه.. غذاشونم باید حتما کامل بخورن
€ممنونم
دکتر نسخه رو نوشت و داد به بادیگارد که بگیره و بعدشم خودش رفت
مین سو به سمت جونگکوک چرخید و دید عین ی بچه گرفته خوابیده، رفت روش پتو انداخت و شیشه هایی که توی اتاق بودن رو جمع کرد و از اتاق برد بیرون.
داشت میرفت پایین که بگه برای جونگ کوک سوپ خماری درست کنن که اقای پارک رو دید.
€سلام*ادای احترام کرد
φسلام پسرم*لبخند
φچیزی شده این موقع صبح اومدی اینجا؟
€با جونگ کوک کاری داشتم اومدم پیشش بعد دیدم باز مشروب خورده
φاها.. راستی سان ها ما رو برای مهمونیش دعوت کرده
€میدونستم*زیر لب
φچیزی گفتی؟
€امم نه.. خب برای کِی دعوت کرده؟
φروز شنبه
€اها
φمیخواستم برم به جونگ کوک بگم
€الان که خوابیده حالا بیدار شد خودم بهش میگم
φتو و می هو رو هم دعوت کرده
€اها باشه
€جونگ سو کجاست؟
φبزور خوابید
€هوم خوبه
مین سو رفت پایین و به خدمتکارا گفت که برای جونگ کوک سوپ خماری درست کنن.
بعدشم به چندتا از کار رسیدگی کرد و تا سوپ اماده بشه و خودش سوپ رو برد توی اتاق جونگ کوک.
اروم جونگ کوک رو بیدار کرد و سینی رو روی تخت گذاشت.
€جونگکوک بیدار شو*اروم
ادامه دارد..
ঞحمایت یادتون نرهঞ
Chapter: 2
Part: 19
€دکتر اون قرصایی رو که داده بودین رو هم نخورده..
≃وایییی خدا از دست شما اقای جئون، اگر میخواید خودتون رو بکشید راه های بهتری هم بدون درد هست*پاشد از جاش
سردرد جونگکوک بهتر شده بود و حالا دردی نداشت، دلش ی خواب طولانی میخواست.
€ممنونم ازتون*ادای احترام کرد
≃اگر سر یه بعدی نوشیدن منو خبر نکنید چون ایشون اگر همینجوری ادامه بدن خودشون رو میکشن و از دست من کاری بر نمیاد
€باشه
≃اقای جئون، اگر همینجوری ادامه بدید کبدتون هم صدمه میبینه . بعدش من دیگه نمیتونم کمکتون کنم
_باشه دیگه نمیخورم..
≃خوبه.
€خب قرصی چیزی نباید بخورن؟
≃با معاینه ای که کردم کبدشون کمی صدمه دیده و منم براشون ی کپسول مینویسم هر شب قبل خواب بخورن.
برای سردردشون هم ی قرص مینویسم هروقت این سردردا سراغشون اومدن یدونه بخورن
€یعنی بازم سردرد میگیره؟
≃یجورایی مثل میگیرنه ولی چون داره مشروب و الکل رو یدفعه میزاره کنار اذیتش میکنه تا حدود یک یا دوماه
€کپسول رو تا کی باید بخوره؟
≃یکماه کافیه.. غذاشونم باید حتما کامل بخورن
€ممنونم
دکتر نسخه رو نوشت و داد به بادیگارد که بگیره و بعدشم خودش رفت
مین سو به سمت جونگکوک چرخید و دید عین ی بچه گرفته خوابیده، رفت روش پتو انداخت و شیشه هایی که توی اتاق بودن رو جمع کرد و از اتاق برد بیرون.
داشت میرفت پایین که بگه برای جونگ کوک سوپ خماری درست کنن که اقای پارک رو دید.
€سلام*ادای احترام کرد
φسلام پسرم*لبخند
φچیزی شده این موقع صبح اومدی اینجا؟
€با جونگ کوک کاری داشتم اومدم پیشش بعد دیدم باز مشروب خورده
φاها.. راستی سان ها ما رو برای مهمونیش دعوت کرده
€میدونستم*زیر لب
φچیزی گفتی؟
€امم نه.. خب برای کِی دعوت کرده؟
φروز شنبه
€اها
φمیخواستم برم به جونگ کوک بگم
€الان که خوابیده حالا بیدار شد خودم بهش میگم
φتو و می هو رو هم دعوت کرده
€اها باشه
€جونگ سو کجاست؟
φبزور خوابید
€هوم خوبه
مین سو رفت پایین و به خدمتکارا گفت که برای جونگ کوک سوپ خماری درست کنن.
بعدشم به چندتا از کار رسیدگی کرد و تا سوپ اماده بشه و خودش سوپ رو برد توی اتاق جونگ کوک.
اروم جونگ کوک رو بیدار کرد و سینی رو روی تخت گذاشت.
€جونگکوک بیدار شو*اروم
ادامه دارد..
ঞحمایت یادتون نرهঞ
- ۱.۹k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط