نام فیک مافیای جذاب من
نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 2
Part: 3
بادیگارد اومد داخل عمارت. به سمت میز رفت و نامه ای رو به جونگ کوک داد
_این چیه؟ *به نامه نگاه کرد
Δنمیدونم قربان ولی فکر کنم از طرف کانگ سان ها باشه
_چرا اینجوری فکر میکنی؟ *نامه رو باز کرد
Δاخه افراد کانگ همیشه لباسای روشن میپوشن
_خب باشه.. میتونی بری
Δباشه*ادای احترام کرد و رفت
جونگ کوک نامه رو باز کرد.
/روز سوم ماه اوریل در عمارت من مهمانی برگزار میشه و شما هم اقای جئون دعوت هستید با خانواده ی گرامیتون. منتظر حضورتون در مهمانی هستم اقای جئون.
_کانگ سان ها/
تا ۳ اوریل حداقل ی هفته مونده بود و با وضعیت یون سئو جونگ کوک تصمیم داشت نره و توی فکر بود که با صدای اقای پارک به خودش اومد..
φجونگکوک.. توی نامه چی نوشته؟
_از طرف کانگ عه
φخب چیشده؟
_ی هفته دیگه ی مهمانی توی عمارتش میخواد بگیره و مارو هم دعوت کرده با یون سئو
φخب یون سئو که نمیتونه بیاد و از اون طرف هم باید بری چون اگر نری معلوم نیست چه اتفاقی بیافته
θمن مشکلی ندارم*لبخند
_نمیشه که خطرناکه
θولی باید بری
_معلوم نیست چه اتفاقی بیافته یون سئو
θمن حالم خوبه تازشم نیاز به ی مهمونی هم دارم خیلی توی بیمارستان بودم*لبخند
φخب اینجوری برای یون سئو خیلی بهتره
_ولی اگر اتفاقی بیافته چی؟
φمن از اینجا حواسم بهتون هست
_پس جونگ سو رو نمیبریم
φنمیشه اگر نبری میفهمن نقشه ای داری
θراست میگه ما جونگ سو رو میبریم ، من حواسم بهش هست
_باشه
غذاشون رو میخورن و به اتاقشون میرن. یون سئو روی تخت دراز کشیده بود جونگ کوک توی بالکن بود. ی حس عجیبی نسبت به اون روز داشت(۳ اوریل)
حس میکرد قراره ی اتفاقی بیافته که از لحاظ روحی ضربه ببینه یعنی مثلا ببینه می سو زندست ولی ازدواج کرده..
ول یبا خودش میگفت نه نه اصلا این امکان نداره
چون ۳ اوریل تولد می سو بود و جونگ کوک کمی به این قضیه شک کرده بود
ادامه دارد...
ঞحمایت یادتون نرهঞ
بچها میخواستم عکس شخصیت هارو بزارم اما مثل اینکه ویسگون یطوری شده که اجازه نمیده چندتا عکس رو توی ی پست بزارم
شرمنده..
و اینکه روزی ی پارت اپلود میکنم و اگر بتونم دوتا پارت اپلود میکنم چون ویسگون پست رو بزور اپلود میکنه..
Chapter: 2
Part: 3
بادیگارد اومد داخل عمارت. به سمت میز رفت و نامه ای رو به جونگ کوک داد
_این چیه؟ *به نامه نگاه کرد
Δنمیدونم قربان ولی فکر کنم از طرف کانگ سان ها باشه
_چرا اینجوری فکر میکنی؟ *نامه رو باز کرد
Δاخه افراد کانگ همیشه لباسای روشن میپوشن
_خب باشه.. میتونی بری
Δباشه*ادای احترام کرد و رفت
جونگ کوک نامه رو باز کرد.
/روز سوم ماه اوریل در عمارت من مهمانی برگزار میشه و شما هم اقای جئون دعوت هستید با خانواده ی گرامیتون. منتظر حضورتون در مهمانی هستم اقای جئون.
_کانگ سان ها/
تا ۳ اوریل حداقل ی هفته مونده بود و با وضعیت یون سئو جونگ کوک تصمیم داشت نره و توی فکر بود که با صدای اقای پارک به خودش اومد..
φجونگکوک.. توی نامه چی نوشته؟
_از طرف کانگ عه
φخب چیشده؟
_ی هفته دیگه ی مهمانی توی عمارتش میخواد بگیره و مارو هم دعوت کرده با یون سئو
φخب یون سئو که نمیتونه بیاد و از اون طرف هم باید بری چون اگر نری معلوم نیست چه اتفاقی بیافته
θمن مشکلی ندارم*لبخند
_نمیشه که خطرناکه
θولی باید بری
_معلوم نیست چه اتفاقی بیافته یون سئو
θمن حالم خوبه تازشم نیاز به ی مهمونی هم دارم خیلی توی بیمارستان بودم*لبخند
φخب اینجوری برای یون سئو خیلی بهتره
_ولی اگر اتفاقی بیافته چی؟
φمن از اینجا حواسم بهتون هست
_پس جونگ سو رو نمیبریم
φنمیشه اگر نبری میفهمن نقشه ای داری
θراست میگه ما جونگ سو رو میبریم ، من حواسم بهش هست
_باشه
غذاشون رو میخورن و به اتاقشون میرن. یون سئو روی تخت دراز کشیده بود جونگ کوک توی بالکن بود. ی حس عجیبی نسبت به اون روز داشت(۳ اوریل)
حس میکرد قراره ی اتفاقی بیافته که از لحاظ روحی ضربه ببینه یعنی مثلا ببینه می سو زندست ولی ازدواج کرده..
ول یبا خودش میگفت نه نه اصلا این امکان نداره
چون ۳ اوریل تولد می سو بود و جونگ کوک کمی به این قضیه شک کرده بود
ادامه دارد...
ঞحمایت یادتون نرهঞ
بچها میخواستم عکس شخصیت هارو بزارم اما مثل اینکه ویسگون یطوری شده که اجازه نمیده چندتا عکس رو توی ی پست بزارم
شرمنده..
و اینکه روزی ی پارت اپلود میکنم و اگر بتونم دوتا پارت اپلود میکنم چون ویسگون پست رو بزور اپلود میکنه..
- ۳۶۶
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط