𝑷𝒂𝒓𝒕:①

𝑷𝒂𝒓𝒕:①

#ترحم_در_چشمان_هیولا


نور سرد ماه، خیابان خلوت را روشن کرده بود. صدای نفس‌های بریده بریده‌ی دخترک، تنها صدایی بود که سکوت شب را می‌شکست. او روی زمین سرد افتاده بود، لباس‌هایش پاره و صورتش زخمی. چشم‌هایش از ترس گشاد شده بود و به مردی که بالای سرش ایستاده بود خیره مانده بود.
«جونگ‌کوک»... نامی که از ترس لرزه بر اندام هر کسی می‌انداخت. چهره‌اش سرد و بی‌رحم بود، چشمانش مثل دو تکه زغال گداخته می‌درخشید. دستش را که خونی بود، روی موهای آشفته دخترک کشید.
«ترسیدی، کوچولو؟» صدایش بم و تهدیدآمیز بود. «نباید اینجا باشی. قلمرو من جای آدمای ضعیف نیست.»
دخترک سعی کرد حرفی بزند، اما صدایش در گلویش خفه شد. تنها قطره اشکی که از گوشه چشمش چکید، نشان از وحشت عمیقش داشت.
جونگ‌کوک پوزخندی زد. «گریه نکن. هنوز اولشه.»
او خم شد و چانه‌ی دخترک را گرفت و صورتش را به سمت بالا کشید. «می‌دونی چرا اینجا هستی؟ چون مزاحم کار من شدی. و من از مزاحم‌ها خوشم نمیاد.»
او دستش را بالا برد، انگار می‌خواست دوباره او را بزند. دخترک چشمانش را بست و منتظر ضربه بعدی بود. اما ضربه نیامد.
وقتی چشمانش را باز کرد، دید که دست جونگ‌کوک درست جلوی صورتش متوقف شده. جونگ‌کوک به چشمان وحشت‌زده‌ی دخترک خیره شده بود. در عمق آن چشمان، چیزی دید که او را متوقف کرد. شاید... شاید ترحم؟ یا شاید... جاذبه‌ای عجیب؟
«چرا... چرا نمی‌زنی؟» دخترک با صدایی لرزان پرسید.
جونگ‌کوک به آرامی دستش را پایین آورد. «نمی‌دونم... ولی انگار... یه چیزی تو این چشما هست که نمی‌ذاره...»
او ناگهان برگشت و بدون هیچ حرف دیگری، در تاریکی شب ناپدید شد. دخترک تنها در خیابان ماند، با بدنی که هنوز درد می‌کرد، اما با قلبی که ناگهان شروع به تپیدن کرده بود. او فهمیده بود که این تازه اول ماجراست. جونگ‌کوک، هیولای بی‌رحم، شاید... شاید اولین کسی باشد که او را نه فقط به عنوان یک قربانی، بلکه به عنوان... چیزی دیگر می‌بیند.

𝑪𝒐𝒎:⁶
𝒍𝒊𝒌𝒆:⁴

#کمپانی_ویکتور
دیدگاه ها (۳۱)

𝑷𝒂𝒓𝒕:②#ترحم_در_چشمان_هیولاروز بعد، جنا بیدار شد و خود را در ...

𝑷𝒂𝒓𝒕:③#ترحم_در_چشمان_هیولاصبح که جنا چشم باز کرد، اولین چیزی...

𝑷𝒂𝒓𝒕:④#ترحم_در_چشمان_هیولایک هفته از ورود جنا به قصر جونگ‌کو...

#تاج_و_طوفانپارت ۳۶: معدنی که انگار نفس می‌کشیدباران شدیدی م...

« You left too soon »Part ۴وقتی حرفش تمام شد جونگ کوک سرش رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط