my favourite drug 114 end
❌شرط فیک بعدی:۸۰۰کامنت و لایک همه ی پارت های این پیج ۱۷۰ الی ۱۸۰تا«متاسفم بچه ها جون من فحشم ندین به خاطر شرط ها ولی میخوام وقت داشته باشم بین فیک ها استراحت کنم«فقط فحشم ندین میتونین روش کشتنم رو اون پایین بگین😂😸»»❌
سال ها بعد
همون روز من امضای خوشبختیم رو زدم..تصمیم گرفتم هرچیزی رو که خراب کردم رو درست کنم..قلب شکسته ی لارا رو..دادگاه هارو..زندگی جهنمیم رو..البته گزینه ی اخر با وجود این سه نفر توی زندگیم درست شد.
هی یان اومدی زنمو بدزدی، زنتو چلاغ کردم انداختم زندان..خودتو پودر کردم و بچت رو هم پسر و جانشین گل خودم کردم..البته مین جی هر روز سر همین باهام بحث داره از مشکلات سن بالا رفتن دیگه..شوخی میکنم معلومه که نصف نصف کردم براشون.
لارا اومد کنارم روی مبل و گفت:
-هی نره غول داری چی مینویسی؟
نگاش کردم:
-اون موقع ها که از دهنت ددی گفتن نمیوفتاد الان شدم نره غول؟
گفت:
-خب از بس بازو بزرگ کردی دارم میگم دیگه..ایش در نرو بگو ببینم چی مینویسی؟
اومد کتابو بگیره که دستمو اونور کردم..اخم کرد و اومد روم:
-بدش به من
گفتم:
-نچ
گفت:
-بده بیش،،ع،ورر
کمرش رو گرفتم و گفتم:
-بازم توی دامم افتادی
اب دهنشو قورت داد و خواست بره که سفت تر گرفتمش و گفتم:
-دیگه دیره لیارا
یهو محکم زد توی صورتم:
-تو داری بهم خیانت میکنی ع,وض,ی؟
صورتم رو گرفتم و کتابو جلوش گرفتم:
-ب..به خدا اسم شخصیت تو توی این کتابه
گفت:
-چ..چی؟
گفتم:
-میخواستم وقتی کتاب کامل شد توی سالگردمون بهت نشونش بدم
گفت:
-اومو اومو ببخشید خوبی؟
چشمامو ریز کردم و محکم تر کمرش رو گرفتم:
-بازم گول خوردی
اخیش زندگی خوب پیش رفت خب دیگه منو زنم خوابمونه مزاحممون نشید،شوخی میکنم مرسی که توی غم ها و شادی ها کنارمون بودین، نبودین هم زنم که بود حالا هرچی بای
پایان...
سال ها بعد
همون روز من امضای خوشبختیم رو زدم..تصمیم گرفتم هرچیزی رو که خراب کردم رو درست کنم..قلب شکسته ی لارا رو..دادگاه هارو..زندگی جهنمیم رو..البته گزینه ی اخر با وجود این سه نفر توی زندگیم درست شد.
هی یان اومدی زنمو بدزدی، زنتو چلاغ کردم انداختم زندان..خودتو پودر کردم و بچت رو هم پسر و جانشین گل خودم کردم..البته مین جی هر روز سر همین باهام بحث داره از مشکلات سن بالا رفتن دیگه..شوخی میکنم معلومه که نصف نصف کردم براشون.
لارا اومد کنارم روی مبل و گفت:
-هی نره غول داری چی مینویسی؟
نگاش کردم:
-اون موقع ها که از دهنت ددی گفتن نمیوفتاد الان شدم نره غول؟
گفت:
-خب از بس بازو بزرگ کردی دارم میگم دیگه..ایش در نرو بگو ببینم چی مینویسی؟
اومد کتابو بگیره که دستمو اونور کردم..اخم کرد و اومد روم:
-بدش به من
گفتم:
-نچ
گفت:
-بده بیش،،ع،ورر
کمرش رو گرفتم و گفتم:
-بازم توی دامم افتادی
اب دهنشو قورت داد و خواست بره که سفت تر گرفتمش و گفتم:
-دیگه دیره لیارا
یهو محکم زد توی صورتم:
-تو داری بهم خیانت میکنی ع,وض,ی؟
صورتم رو گرفتم و کتابو جلوش گرفتم:
-ب..به خدا اسم شخصیت تو توی این کتابه
گفت:
-چ..چی؟
گفتم:
-میخواستم وقتی کتاب کامل شد توی سالگردمون بهت نشونش بدم
گفت:
-اومو اومو ببخشید خوبی؟
چشمامو ریز کردم و محکم تر کمرش رو گرفتم:
-بازم گول خوردی
اخیش زندگی خوب پیش رفت خب دیگه منو زنم خوابمونه مزاحممون نشید،شوخی میکنم مرسی که توی غم ها و شادی ها کنارمون بودین، نبودین هم زنم که بود حالا هرچی بای
پایان...
- ۱۷۵.۱k
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط