my favourite drug 112
زیپ سویشرتم رو پایین تر کشید و گفت:
-وایسااا ببینممم
بیشتر پایین کشید که کمی خودم رو کشیدم عقب که گفت:
-بعد از اینکه منو درحال مرگ دیدی خیلی خجالتی شدیا،ولی این چیههه؟
ذوق زده رکابیم رو زد بالا که گفتم:
-ل..لارا داری چ..چیکا..
گفت:
-عررررر تتو..تتوی جدید زدییی
به تتوی اژدهای روی س،،ین،،م اشاره کرد،نفس راحتی دادم بیرون که یهو عصبی زل زد توی چشمام:
-اینو برای کی زدی ع،وض،ی؟
گفتم:
-خودم به خدا
موهامو از پشت گرفت و گفت:
-راستشو بگو وگرنه کچلت میکنم!
گفتم:
-به خدا برای خوشگلیش زدم
گفت:
-اها که اینطور
و شروع کرد کشیدن موهام که گفتم:
-آی لارا به خداا برای توو..برایی توو
دست برنداشت..دو طرف کمرشو گرفتم و از روم بلندش کردم و بین تخت و خودم قفلش کردم...موهامو ول نکرد که منم موهاشو گرفتم و کشیدم گفت:
-موهامو ول کن گاووو
گفتم:
-اول خودت ول کنن داری میکشیممم
یهو در باز شد و مامانم اینا با کل قوم و قبیلمون اومدن داخل،با دیدنشون دست از کشیدن موهای هم دیگه برداشتیم ولی موهای هم رو ول نکردیم...شوکه نگامون میکردن که مامانم گفت:
-پسرموو داره میکشهه
ماری گفت:
-به نظر میاد پسرت داره اونو میکشه
جیمین گفت:
-زن داداش یک بیدار شددههه
تهیونگ گفت:
-ولی فکر نمیکنم این کشتن باشه ها..وارد فضای زناشویی عجیب غریبشون شدیم
لونا که دستشو انداخته بود دور گردن تهیونگ و یک ابنبات توی دهنش و یکی هم توی دستش بود گفت:
-موافقم
آرارا گفت:
-اهم اهم..بیاین تنهاشون بزاریم
لارا سریع از روی خودش پرتم کرد پایین تخت و درحالی که موهاش رو درست میکرد گفت:
-نه نه نه به خدا اونطوری نیست بیاین داخل..مین جی کجاست؟
جیمین شوکه گفت:
-داداششش سالمی؟
لارا تازه منو یادش اومد و پایین تخت رو نگاه کرد و روبه جمع با خنده گفت:
-این نه تا جون داره نترسین
طلبکارانه نگاش کردم و بلند شدم..زمانی که همه مشغول اومدن به داخل اتاق شدن لارا به خیال خودش خیلی نامحسوس لباسام رو درست کرد و زیپ سویشرتم رو تا بالای گلوم کشید،گردنم رو بالا کردم و گفتم:
-فکر نمیکنی داری خفم میکنی؟
تهدیدم کرد:
-جرعت داری بیشتر از پنج سانت بکشش پایین اون موقع بهت نشون میدم خفه شدن واقعی یعنی چی
گفتم:
-دیگه داری از موقعیت بیمار بودنت استفاد..
گفت:
-هیس ببینم
مین جی از در اومد داخل که یهو جیغ زد:
-واییی خوداا نینییی منن چقدر خوشگلل شدیی ووییی
گفت:
-مثل تو خانم خوابالو
یلحظه شوکه شدم..همه شوکه شدن.. لارا گفت:
-مین جی..ت..تو داری میشنوی؟
گفت:
-نه پس کرم..البته بودما و خیلیا از این سواستفاده کردن و برای لارا و بابام مشکل درست کردن مگه نه؟
-وایسااا ببینممم
بیشتر پایین کشید که کمی خودم رو کشیدم عقب که گفت:
-بعد از اینکه منو درحال مرگ دیدی خیلی خجالتی شدیا،ولی این چیههه؟
ذوق زده رکابیم رو زد بالا که گفتم:
-ل..لارا داری چ..چیکا..
گفت:
-عررررر تتو..تتوی جدید زدییی
به تتوی اژدهای روی س،،ین،،م اشاره کرد،نفس راحتی دادم بیرون که یهو عصبی زل زد توی چشمام:
-اینو برای کی زدی ع،وض،ی؟
گفتم:
-خودم به خدا
موهامو از پشت گرفت و گفت:
-راستشو بگو وگرنه کچلت میکنم!
گفتم:
-به خدا برای خوشگلیش زدم
گفت:
-اها که اینطور
و شروع کرد کشیدن موهام که گفتم:
-آی لارا به خداا برای توو..برایی توو
دست برنداشت..دو طرف کمرشو گرفتم و از روم بلندش کردم و بین تخت و خودم قفلش کردم...موهامو ول نکرد که منم موهاشو گرفتم و کشیدم گفت:
-موهامو ول کن گاووو
گفتم:
-اول خودت ول کنن داری میکشیممم
یهو در باز شد و مامانم اینا با کل قوم و قبیلمون اومدن داخل،با دیدنشون دست از کشیدن موهای هم دیگه برداشتیم ولی موهای هم رو ول نکردیم...شوکه نگامون میکردن که مامانم گفت:
-پسرموو داره میکشهه
ماری گفت:
-به نظر میاد پسرت داره اونو میکشه
جیمین گفت:
-زن داداش یک بیدار شددههه
تهیونگ گفت:
-ولی فکر نمیکنم این کشتن باشه ها..وارد فضای زناشویی عجیب غریبشون شدیم
لونا که دستشو انداخته بود دور گردن تهیونگ و یک ابنبات توی دهنش و یکی هم توی دستش بود گفت:
-موافقم
آرارا گفت:
-اهم اهم..بیاین تنهاشون بزاریم
لارا سریع از روی خودش پرتم کرد پایین تخت و درحالی که موهاش رو درست میکرد گفت:
-نه نه نه به خدا اونطوری نیست بیاین داخل..مین جی کجاست؟
جیمین شوکه گفت:
-داداششش سالمی؟
لارا تازه منو یادش اومد و پایین تخت رو نگاه کرد و روبه جمع با خنده گفت:
-این نه تا جون داره نترسین
طلبکارانه نگاش کردم و بلند شدم..زمانی که همه مشغول اومدن به داخل اتاق شدن لارا به خیال خودش خیلی نامحسوس لباسام رو درست کرد و زیپ سویشرتم رو تا بالای گلوم کشید،گردنم رو بالا کردم و گفتم:
-فکر نمیکنی داری خفم میکنی؟
تهدیدم کرد:
-جرعت داری بیشتر از پنج سانت بکشش پایین اون موقع بهت نشون میدم خفه شدن واقعی یعنی چی
گفتم:
-دیگه داری از موقعیت بیمار بودنت استفاد..
گفت:
-هیس ببینم
مین جی از در اومد داخل که یهو جیغ زد:
-واییی خوداا نینییی منن چقدر خوشگلل شدیی ووییی
گفت:
-مثل تو خانم خوابالو
یلحظه شوکه شدم..همه شوکه شدن.. لارا گفت:
-مین جی..ت..تو داری میشنوی؟
گفت:
-نه پس کرم..البته بودما و خیلیا از این سواستفاده کردن و برای لارا و بابام مشکل درست کردن مگه نه؟
- ۴۳.۵k
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط