𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant
پارت/۵
فردا صبح
ویو کوک/بیدار شد و رفت بیرون چند تا گلی که ته دوست داشت خرید و رفت شرکت که دید ته پشت میزش نیست و رفت گل رو گذاشت رو میز و یه برگه برداشت و برای ته نوشت(برای کسی که خودش از هر گلی خوشبوتره)
گذاشت رو میزش و نشست رو صندلی ته و با عکسی که روی میز بود داشت بازی میکرد که یهو در باز شد و قلبش ریخت پایین و سریع رفت زیر میز ته

ته/با عصبانیت آمد تو اتاق و گلو دید یادداشت هم خوند

ته/پسره ی دیونه (خنده)

که در باز شد و خودشو جمع کرد و نشست رو صندلیش

هوپ/چیکار می‌کنی؟

ته/هیچی

یاد داشتو مچاله کرد تو دستش و وانمود کرد چیزی نمیدونه

هوپ/گله چیه؟؟

ته/هیچی

سرشو خاروند

هوپ/مشکوک میزنی

ته/نه خیرم

کوک/دستشو برد رو پای ته و فشار داد

ته/جیغ زد و رفت عقب که کوکی رو دید

هوپ/وا خوبی؟؟

ته/ا..ره تو برو بیرون یه سوسک دیدم اونو باید بکشم اره برو بیرون

هوپ/باش

رفت بیرون

کوک/آمد بیرون

کوک/حالا شدم سوسک؟؟

ته/رفت سمتش و یقشو گرفت

ته/نوچ مجبور شدم بگم تا هوپ شک نکنه

خواست لبشو ببوسه که رفت عقب

ته/با تو قهرم بای دنبالم نیا

از در خواست بره بیرون که کوک دستشو گرفت و چسبوند به در و لباشو بوسید و. رفت عقب

ته/خوب؟منظور؟

کوک/آشتی؟لطفاا

ته/نوچ

کوک/کل صورت ته رو بوسید

کوک/آشتی آشتی آشتی

ته/صورتشو برد سمته دیوار و پشتو کرد به کوک

کوک/ته رو از پشت بغل کرد و گردن ته رو بوسید

جین/درو باز کرد و ته و کوکی رو دید

جین/اهم

کوک/رفت عقب

کوک/هوم؟

جین/با ته کار دارم

کوک/کار چی؟فعلا من باهاش کار دارم بر

ته/بیا داخل جناب کوک هم داشتن میرفتن تو. اتاقشون

کوک/چپ چپ ته رو نگاه کرد

ته/دستشو گذاشت رو شونه ی ته و کوکی رو برد بیرون و درو بست

ته/بشین جین

کوک/بعدا باهات حرف دارم جناب ته

ته/خدافظ

کوک/بز

رفت سمته اتاقش و کاراشو کرد و تقریبا شب شد و کوک رف تو اتاق تهیونگ و ته رو چسبوند به دیوار

ته/ولم کن

کوک/نوچ

صورتشو اورد جلوی صورت ته که برقا رفت و یه نیشخنده زد

کوک/اداره ی برق باهام همکاری میکنه چه عالی

دستشو برد رو دکمه های ته و لبای ته رو بوسید

ببخشید نمیتونم بیشتر از این بنویسم باید برم کلاس زبان امدم باقی فیکو می‌نویسم بوس بهتون ببخشید تا الان فیکو ننوشتم..اینم کم بود..
دیدگاه ها (۵)

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۶کوک/بی حال افتاد رو مبل کنار ته و لبا...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۷ویو نویسنده/یه چند ماهی گذشت که موقع ...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۴ویو کارلوس/ از خونه بیرون امد و رفت ت...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۳جیمین/قرصو داد به کوک که یکمی بهتر شد...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۲کوک/دید همه سرشون تو کاره دسته ته رو ...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۱۳ته/نشست رو مبل کنار کوک یورا/بعدا کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط