𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant
𝘗𝘢𝘳𝘵:۴
ویو کارلوس/ از خونه بیرون امد و رفت تو شرکت و رفت سمته میز منشی

کارلوس/ببینم کوک اینجاست؟؟

منشی/عا خوب بله تو اون اتاق هستن

کارلوس/مرسی

رفت سمته در

کوک/فهمید چه خبره و ته رو برد تویه اتاق و اونجا درو بست و لباسشو درست کرد که در باز شد

کوک/سلام چه خبر از این طرفا....

کارلوس/😑😑
کارلوس/بشین حرف بزنیم ببینم

کوک/میدونم چی میخوایی بگی فهمیدی تهیونگ امده کره و تو شرکت من کار میکنه...ولی باید بگم باهاش مثل قبل خوب نیستم.....

کارلوس/اها ولی سوهی یه چیز دیگه ای گفت

کوک/چی؟؟

کارلوس/به اینکه دیشب باهاش رفتی رو کار امروزم با تهیونگ خوب بودی دستشو گرفتی بردیش تویه اتاق خدا میدونه چیکار کردین

کوک/کاری نکردیم فقط پرونده هارو چک کردیم اصلا تو برای چی امدی اینجا منو داری سوال پیچ میکنی؟؟برو اون یوری جونتو سوال پیج کن بفهم چه گندی زده

کارلوس/چه گندی؟؟

کوک/کلی گند کاری کرده باهام بد رفتار میکنه ذهن سوهی رو بهم میریزه و دیگه بگم قبلا از گاوصندوقت یکمی پول برداشت رفت به یکی پول داد که جاسوسی منو بکنه هیچ خبری از اینا داری؟نه نداری دیگه...

کارلوس/اون دختری نیست که وقتشو برای این چیزا حدر بده

کوک/اصلا به من چه خودت بعدا بدبخت میشی...حالا برو کار دارم

کارلوس/دیگه پیش اون تهیونگ نباش فهمیدی

کوک/باشه🙄

کارلوس/بعدشم فهیمیدم دیشب با سوهی چیکار کردین....خواستین بچه بسازین...


کوک_چچچ نه

کارلوس/خودش گفت خوب من برم بای

از در رفت بیرون

کوک/اح خدایا
رفت سمته اتاقی که تهیونگ بود و درو باز کرد

ته/عصبی بهش نگاه کرد

ته/تو چیکار کردی؟(عصبی)

کوک_چی؟

ته/گوششو گرفت

ته/ با اون عوضی رفتی گرفتی بوسیدیششش(عصبی)

کوک/اخخ گوشم نه خوب ببین اون به زور منو بوسید دستامم بسته بود

ته/حسابی با بالش روی مبل کوکی رو کتک زد و از در رفت بیرون و سوار ماشینش شد و رفت خونش

کوک/اونم کار هارو کرد و رفت خونه

ته/کتشو انداخت رو مبل و رفت سمته اشپز خونه و هویج خورد کرد و کلی زیر لب نق و نوق کرد

هوپ/عام

جیمین/ته خوبی؟حواست به دستت باشه ها میبری

ته/عالیم چه طورم عالیم

کاراشو کرد و نشست سره میز و توت فرنگیشو خورد

جیمین/ام عامم اوکی ای؟؟

تهع/ماجرای کوک رو گفت

هوپ/عام..صحیح ما میدونستیم یعنی امروز فهمیدیم..

ته/هیی دیگه باهاش حرف نمیزنم ایش

هوپ/باش..

ته/هوم بهشم بگید نزدیکم نیاد

جیمین/اوکی
.

ت/افرین

بعد رفت رو تختش و خوابید
دیدگاه ها (۱۹)

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenantپارت/۵فردا صبح ویو کوک/بیدار شد و رفت بیرون...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۶کوک/بی حال افتاد رو مبل کنار ته و لبا...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۳جیمین/قرصو داد به کوک که یکمی بهتر شد...

الماس من | پارت سومنصفه‌شب بود و سکوتِ سنگینی فضای اتاق رو پ...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۲کوک/دید همه سرشون تو کاره دسته ته رو ...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۱۸ویو کوک/ کتشو برداشت و کفشاشو پوشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط