P

P.1
_
نگاهی مغرورانه به آینه انداخت.
زیادی بالا بود، جوری که نزدیک بود سقوط کنه.

سر همون حرفا تغییر بدی کرد.

_من نمیخوام بمونم
قصد موندن ندارم
منو نگه ندار

اینقد راحت داری تظاهر میکنی دوستیم؟
بازم دوست پسر جدید پیدا کردی؟
منو باش برای باز کردن قلبم به روت زخم هامو پنهون کردم.
برای اینکه رفتنتو نبینم خودمو تو آب غرق کردم.
ولی خودت خفم کردی.

_چقدر برای موندنم تلاش کردی؟
چقد از آخرین بوسه لذت بردی؟
اصلا به این فکر کرده بودی اون آخرین عشق بود؟

- ولی من الان میخوام آخرین بوسه رو تجربه کنم.

افسرده به خودش توی آینه نگاه کرد.
این همه حرف ناگفته؟


- تو خودتو دیدی؟فقط به فکر خوشگلیتی و درحال آرایش کردن غلیظی

_آره چون همونجوری که هستم خودمو دوست ندارم

- نیاز نیس عیب های لعنتیتو پنهون کنی اولش و بعدش نشون بدی خودتو، واقن تو ذوق میزنه!

_توعم توی این دنیا هیچی نداری همش جلو همه سرت پایینه یه ذره اون زبونتو باز کن و غرور داشته باش!
_
ادامه دارد... .
دیدگاه ها (۳)

P.3 Last Part _ خونه گرمی که دیگه از بین رفته بود شونه موهای...

P.2_با سرعت بالا توی اون جاده لعنتی رانندگی میکرد.بیخیال همه...

بدون مخاطب..برای همسر مهربانت بفرست ..بهش بگو که در قلب کوچک...

برام هیچ گونه اهمیتی نداره کی هستی و چه گوهی خوردی میدونیمم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط