🎤My Dream 🌹
🎤My Dream 🌹
Part ⁴
اخرین وعده ای که خوردم دیشب ساعت 8 بود و بعد اون تمرین تا ساعت 12 و بع سم خواب و شروع امروز تا الان . من یکی که به این وضع عادت کردم ولی معلومه بعضی ها هنوز عادت نکردن . تا برسیم من قهوه و کیکمو خوردم و کمی چشمامو بستم و بدنمو ریلکس کردم و سعی کردم بدن دردمو نادیده بگیرم . بالاخره ون جلو در کمپانی وایساد و هممون از ون خارج شدیم . دقیق نیم ساعت دیگه ازمون شروع میشه و الان فقط وقت داریم که تو این نیم ساعت اماده بشیم .. رفتیم داخل و به یمت اسانسور رفتیم . سریع رفتم نو اسانسور و دکمه طبقه 15 رو فشردم که درها بسته شد و اسانسور به سمت بالا حرکت کرد . چشمامو بستم و وقتی در اسانسور باز شد چشمامو باز کردم و از اسانسور خارج شدم و سریع رفتم تو اتاق رختکن تا اماده بشم . لباسایی که استفا برامون اماده کرده بودن و پوشیدیم . لباس من یه تیشرت جذب سفید با یه دامن کوتاه سورمه ای بود . سریع لباسم و پوشیدم و با اتو مو به پایین های موهام حالت دادم و با زدن یه بالم لب و تشکر از استف ها از رختکن خارج شدم و رفتم سمت اتاق ازمون . موقع ورود مایک بهم دادن و کارتی که اسمم روش بود و دور گردنم انداختن . نشستم رو صندلی و منتظر امدن بقیه کاراموزا و داورا شدم.البته پی دی نیم عزیز جا نمونه . نگاهی به کارتم کردم . نفر بیستم من بودم که باید اجرا میکردم خوبه باز .
تمام حرکات دنسو تو ذهنم مرور کردم. نمی دونم چقدر و چطور زمان گذشت ۳۰ تا صندلی پر شد و ۴ تا داور و پی دی نیم وارد شدن . دوتا از داورا زن بودن و دوتای دیگه مرد بودن. کار اموزا شروع کردن به اجرا کردن تا اینکه نوبت من شد . لبخندی زدم و استرسم و پشتش زندانی کردم و رفتم خودمو به داورا با لحنی شیرین معرفی کردم و شروع کردم به اجرا کردن....
لباس ایزابل اسلاید دوم.
شرط
¹⁵ لایک
¹⁰ کاکنت
³ بازنشر
Part ⁴
اخرین وعده ای که خوردم دیشب ساعت 8 بود و بعد اون تمرین تا ساعت 12 و بع سم خواب و شروع امروز تا الان . من یکی که به این وضع عادت کردم ولی معلومه بعضی ها هنوز عادت نکردن . تا برسیم من قهوه و کیکمو خوردم و کمی چشمامو بستم و بدنمو ریلکس کردم و سعی کردم بدن دردمو نادیده بگیرم . بالاخره ون جلو در کمپانی وایساد و هممون از ون خارج شدیم . دقیق نیم ساعت دیگه ازمون شروع میشه و الان فقط وقت داریم که تو این نیم ساعت اماده بشیم .. رفتیم داخل و به یمت اسانسور رفتیم . سریع رفتم نو اسانسور و دکمه طبقه 15 رو فشردم که درها بسته شد و اسانسور به سمت بالا حرکت کرد . چشمامو بستم و وقتی در اسانسور باز شد چشمامو باز کردم و از اسانسور خارج شدم و سریع رفتم تو اتاق رختکن تا اماده بشم . لباسایی که استفا برامون اماده کرده بودن و پوشیدیم . لباس من یه تیشرت جذب سفید با یه دامن کوتاه سورمه ای بود . سریع لباسم و پوشیدم و با اتو مو به پایین های موهام حالت دادم و با زدن یه بالم لب و تشکر از استف ها از رختکن خارج شدم و رفتم سمت اتاق ازمون . موقع ورود مایک بهم دادن و کارتی که اسمم روش بود و دور گردنم انداختن . نشستم رو صندلی و منتظر امدن بقیه کاراموزا و داورا شدم.البته پی دی نیم عزیز جا نمونه . نگاهی به کارتم کردم . نفر بیستم من بودم که باید اجرا میکردم خوبه باز .
تمام حرکات دنسو تو ذهنم مرور کردم. نمی دونم چقدر و چطور زمان گذشت ۳۰ تا صندلی پر شد و ۴ تا داور و پی دی نیم وارد شدن . دوتا از داورا زن بودن و دوتای دیگه مرد بودن. کار اموزا شروع کردن به اجرا کردن تا اینکه نوبت من شد . لبخندی زدم و استرسم و پشتش زندانی کردم و رفتم خودمو به داورا با لحنی شیرین معرفی کردم و شروع کردم به اجرا کردن....
لباس ایزابل اسلاید دوم.
شرط
¹⁵ لایک
¹⁰ کاکنت
³ بازنشر
- ۱.۵k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط