قرار نبود هر شب

قرار نبود هر شب
یکی
پشت پنجره
اشک هایش را پاک کند
و به اندازه ی دلتنگی هایش
ستاره ها را بشمرد..
حتی
قرار نبود کسی برود
و من
این ها را بنویسم!

🍁 🍁 🍁 🍂 🍂 🍂 🍂
دیدگاه ها (۱)

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

گاهی چشم‌ها را روی یک رویا می‌بندیم،اما خاطره‌اش هر شب در دل...

P7اجوما طناز را از راهروی اصلی جدا کرد و وارد بخش غربی عمارت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

پاک‌نژاد، وزیر نفت: ایران پس از سال‌ها، دیگر گازوئیل وارد نم...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط