از تمـاشاے دو چشمت

از تمـاشاے دو چشمت
من ڪه حیران مـیشـوم

بـا تـو شعـرم نـو شـده
امـا غـزلـخوان میشوم

تـا نـگـاهـے مـیسـپـارم
دستِ دیدارت به شوق

دسـت و پـا گـُم میڪنم
گـاهے هـَراسان میشوم

‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

خسته ام، دنبالِ رویایی که دارم نیستمبی خیالت هستم اما قرص و ...

مرا ببین ؛ که تو را عاشقانه می خواهم تورا برای شکوه ترانه م...

چیزی که یک مرد میخواهد،یک همدم است...و چیزی که یک زن میخواهد...

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی‌ماندچه باید گفت با آن‌کس ک...

مست چشمت نیستم، چندی‌ست بیمارم فقط«عاشقی» از من گذشته، دوستت...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط