«از کافچی پرسیدم: چرا این فرش رو نصفه کاره گذاشتی و قاب ک
«از کافچی پرسیدم: چرا این فرش رو نصفه کاره گذاشتی و قاب کردی؟!
گفت: اسمش "فرش قهریه"؛ وقتی بافندهش وسط کار از دنیا میره، دیگه کسی نیست که ادامهش بده.
فقط سکوت کردم و با خودم گفتم زندگی چقدر کوتاهه... یه روز، آدم دقیقاً وسط همون کاری که دوست داره، یا تو یه سفر، یا موقع خوندن یه کتاب، باید خداحافظی کنه و بره.
آخه چطور میشه تو این مسیرِ کوتاه، بهجای مهربونی و عشق و کمک به بقیه، فقط خشم و نفرت و حسادت از خودمون بهجا بذاریم؟»
💯
گفت: اسمش "فرش قهریه"؛ وقتی بافندهش وسط کار از دنیا میره، دیگه کسی نیست که ادامهش بده.
فقط سکوت کردم و با خودم گفتم زندگی چقدر کوتاهه... یه روز، آدم دقیقاً وسط همون کاری که دوست داره، یا تو یه سفر، یا موقع خوندن یه کتاب، باید خداحافظی کنه و بره.
آخه چطور میشه تو این مسیرِ کوتاه، بهجای مهربونی و عشق و کمک به بقیه، فقط خشم و نفرت و حسادت از خودمون بهجا بذاریم؟»
💯
- ۳۱۲
- ۲۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط