جامی شکسته دیدم در بزم می فروشی؛

جامی شکسته دیدم در بزم می فروشی؛

گفتم بدین شکسته

چون باده میفروشی؟؟؟

خندید و گفت زین جام

جز عاشقان ننوشند،


مست شکسته داند قدر شکسته نوشی!!!
دیدگاه ها (۱۸)

ساقیا ته استکان هایت نمیگیرد مرا!لطف کن از دور بعدی پیک لیوا...

تو خود بگو.....سرزمین نگاهت را روی کدامین گسل بنا نهاده ای.....

گیسوانت زیر باران و عطرگندم زار...فکرش را بکن!باتو آدم مست ب...

---

عاشقانه های شبنم

با هم ببینیم و بشنویم

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖صدای زنگ در عمارت هنوز توی سالن پیچیده ب...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط