فقط از دست تو دلگیر نبــودم، که شدم

فقط از دست تو دلگیر نبــودم، که شدم
فقط از شعر و غـزل سیر نبودم، که شدم

به رفیقــان چه بگــویم که رهــایم کردی
سوژه‌ی خنـده و تحقیر نبودم، که شدم

پس نزن پیش هــمـه دست مرا می‌میرم
با خبـر از تـو نباشــم به خدا می‌میرم

من که از بارش عشق تو غـزل‌خیز شدم
بی تو آنقـدر دلم سوخت که پاییز شدم

هرکسی ازتو سخن گفت دلم راسوزاند
رفتــی و با هـــمه‌ی شهـــر گلاویز شدم
دیدگاه ها (۱)

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

رمان دخت من

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

.......//برده ی زیبا//.......

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

پارت : 20 (بخش1) **زاویه دید: زین**«نه. اصلاً حرفش رو هم نزن...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط