فقط از دست تو دلگیر نبــودم، که شدم
فقط از دست تو دلگیر نبــودم، که شدم
فقط از شعر و غـزل سیر نبودم، که شدم
به رفیقــان چه بگــویم که رهــایم کردی
سوژهی خنـده و تحقیر نبودم، که شدم
پس نزن پیش هــمـه دست مرا میمیرم
با خبـر از تـو نباشــم به خدا میمیرم
من که از بارش عشق تو غـزلخیز شدم
بی تو آنقـدر دلم سوخت که پاییز شدم
هرکسی ازتو سخن گفت دلم راسوزاند
رفتــی و با هـــمهی شهـــر گلاویز شدم
فقط از شعر و غـزل سیر نبودم، که شدم
به رفیقــان چه بگــویم که رهــایم کردی
سوژهی خنـده و تحقیر نبودم، که شدم
پس نزن پیش هــمـه دست مرا میمیرم
با خبـر از تـو نباشــم به خدا میمیرم
من که از بارش عشق تو غـزلخیز شدم
بی تو آنقـدر دلم سوخت که پاییز شدم
هرکسی ازتو سخن گفت دلم راسوزاند
رفتــی و با هـــمهی شهـــر گلاویز شدم
- ۲۵۸
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط