شاید بشود بدون تو زندگی کرد.شاید بشود خود را به آن راه زد

شاید بشود بدون تو زندگی کرد.شاید بشود خود را به آن راه زد که مثلا مهم نیستی.
مثلا شبانه روز در خاطرم نمی آیی.مثلا دیدن طرح لبخند هیچکسی مرا یاد تو نمی اندازد.یا عبور از هر پیاده رویی که شکل قدم هایت را دارد،مرا از درون فرو نمی ریزد.شاید بشود بی تو به روزهایی که می آیند و می روند روی خوش نشان داد.
اما راستش را بخواهی دیگر نمی شود راجع به آینده خیالبافی کرد.نمی شود رویا ساخت.نمی شود به کسی عشق ورزید.نمی شود به کسی اعتماد کرد.نمی شود از تهِ دل خندید.
نمی شود کسی را در آغوش گرفت.نمی شود منتظر کسی ماند.
می فهمی؟نمی شود!
دیدگاه ها (۱)

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ (Final)ویو لیلی ___هم...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط