یه روز بارونی زد به سرم پاشم

یه روز بارونی زد به سرم پاشم
برم یه جای دور
دور شم از این حالم
بگردم این شهرو
خیس شم تو این بارون
باور نمی کردم می بینمت تورو
این آره خود تویی
چقدر بزرگ شدی
دلم گرفت یهو
فکروخیالت نمیزاره خوابم بگیره
نزار دلم تنها بمونه بی تو بمیره
من و تو یه عمری باهم زندگی کردیم
کی باورش میشه مارو باهم نبینه؟؟؟
دیدگاه ها (۴۹)

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

سناریو جونگکوک

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

#کپشن

رمان تو خود منی

رمان باد و ماه (پارت سه)کامیتا:چیی همه هاشیرا هستن اما بع جر...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

dark life = 39

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط