این روزها خیلی دلتنگم ،برای کودکی که هنوز مال من نیست ، ب

این روزها خیلی دلتنگم ،برای کودکی که هنوز مال من نیست ، برای کودکی که شاید هیچ گاه متولد نشود ؛ برای مادر گفتن هایی که شاید هیچ وقت نشنوم.

این روز ها زیاد برایت دلتنگ میشوم، برایت لباس انتخاب میکنم، شعر مینویسم، لالایی میخوانم و کتاب های روانشناسی کودک میخوانم . 

نمیدانم چرا انقد نبودنت دلتنگم میکنم ، وقتی هنوز حتی وجودت را حس نکردم ، وقتی که هنوز، مسیر زندگی و سرنوشتم مشخص نیست ، وقتی که ممکن است هیچ گاه تو به وجود نیایی و من هیچ گاه مادر نشوم . خودم هم نمیدانم چرا دلتنگ میشوم ، برای دستهای کوچکت که صورتم را لمس کند ، بغلم کند و شبها که بیدار میشوی به دنبال بوی تنم پیدایم کنی و شیره جانم را بنوشی. 


ولی این روز ها دلتنگم ، شاید خودخواهی من است که عاشق مادر شدنم و میخواهم تورا به دنیا بیاورم ، به دنیایی که خودم دل خوشی از آن ندارم ، شاید خودخواهی بزرگی باشد که چون حس مادری را دوست دارم ، آرزوی تورا دارم ، اما دلتنگم . 
شاید حتی روزی که به دنیا آمدی من نباشم که این حرف ها را در گوشت زمزمه کنم ، شاید به دنیا آمدنت همزمان با مرگ من شود ، و تو بدون من  سیاهی این دنیا را تجربه کنی ، اما میخواهم مرا ببخشی ، مرا برای این دلتنگی خودخواهانه ببخشی ! 

اگر روزی که نبودم از اینجا گذر کردی بدان مادری داشتی که قبل از آمدنت عاشقت بود و تا آخر دنیا هم عاشقت خواهد ماند.
دیدگاه ها (۰)

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

عزیزترین غریبهام، تولدت مبارک!نمیدونم تقدیر چگونه رقم زد که ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

تولدت مبارک، نامجون. 💜شاید هیچ‌وقت ندونی چند بار حرف‌هات درس...

وقتی لب تو خنده زد

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط