دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون
قسمــت هجــدهــم
بیست و هفتــم آگــوست

نمیدانم مرا چه شده است... تا به حال انقدر آگاه، تن به غرق شدن نداده بودم...البته، نه غرق شدن در هر اقیانوسی..

بگذار زمان استراحتی کند تا چشمانم اندکی فرصت برای عکاسی از زیباترین منظره ای که دنیا به خود دیده‌ است داشته باشد. آخر چگونه میتوانم جفت چشم درخشانت خیره شوم و ایمان نیاورم که شاید آسمانِ جهانِ دیگری در آن دو چشم هست..
چگونه میتوانم ایمان نیاورم چیزی درخشان تر از ستاره ها در جفت چشم توست؟
به راستی که این زیباترین آسمانی‌ست که دیدم..
با من صادق باش.. چگونه آسمان چشمانت انقدر پر ستاره است؟
چیز زیادی از دنیا نمی‌خوام.. فقط زمان کمی صبر کند تا بتوانم اندکی بیشتر در آسمان چشمانت معلق باشم.
فقط میخواهم تن به غرق شدن در اقیانوسی بدهم که ستارگان از آسمان سقوط کردند و مابین موج هایش شناور ماندند.
آسمان، ستاره، ماه، خورشید، اقیانوس، دگر فرقی برایم نمیکند. من در همه ی آنها، تورا پیدا کردم.
دیدگاه ها (۳۲)

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

یااهل العالم اناالمهدی..۳۱۳ یار، ۳۱۳ ستارهدر دل شب‌های تار،د...

انسان گاهی آنقدر ترسناک و حریص می شود ، که ...هیچگاه ، نه ، ...

نون و قلم نبی است و مایسطرون حسینطاق فلک علی است به عالم ستو...

بیا و بگذار کمی اشتباه کنیم کمی دست از سینه برداشته و هوای د...

یادش بخیربابام که دوسال ازخدمت سربازیش رودرزمان جنگ افتاده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط