شیشه ی پنجره را باران شست.

شیشه ی پنجره را باران شست.

از دل من اما ٬

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ٬

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور٬

وای ٬باران ٬

باران٬

پر مرغان نگاهم را شست.
دیدگاه ها (۵)

در این هیاهوی خلقکه پُتک بر آرامش ات میزنددلم پیاده رویی میخ...

ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر،بر ...

ای یادگار روزهای زرد پائیز،مهم نیست!!!اکنون دلـــت برای کســ...

عاقبت عاشق شدم،تقصیردریا بود و تو موجهای قلب من تعبیر دریا ب...

عاشقانه های شبنم

بی‌قرار توام و در دلِ تنگم گله‌هاستآه! بی‌تاب شدن، عادت کم ح...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط