شیشه پنجره را باران شست

شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
چه بگویم با تو ؟دلم از سنگ که نیست
گریه در خلوت دل ننگ که نیست
چه بگویم با تو ؟
که سحرگه دل من
باز از دست تو اي رفته ز دست
سخت در سینه به تنگ آمده بود.....
دیدگاه ها (۰)

خواب دیدم....

هیچی تو این دنیا......

باز هم این دل دیوانه تو را می خواهد دل بشڪسته ز دست تو عطا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط