☀️

☀️
همچون
آفتابِ بی‌دریغِ بامداد
#تو بیا
آسمانِ تنهای نگاهِم را
روشن کن
همچون ابری سبک‌بار
#تو بیا
کویرِ تشنه‌ی این دل را
پراز نم نمِ بارانی کن
همچون ساحلی امن
#تو بیا
تا در آرامشِ دستانِ #طُ
غرقِ در دریای خیالت باشم
#مَن
پُر از زمزمه‌ی بارانِ دمِ صبح
من پُر از عطرِ شقایق‌های مست
در باغچه‌ ی سبزِ نگاهم
#مَن
همان آوازِ چکاوکی بی تاب
بر شاخهء نورم که
تا مرزِ امید
در من شورِ رهایی
و شوقِ رسیدن ها باقیست .🤍🌿


#صبحتون_بخیر
دیدگاه ها (۱۶)

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

عاشقانه

چیست این افسانه ی دلدادگی در شبِ تارملعنت به تو ای شب که نیس...

بیا عاشق شویم ، یار جان ....من نم نمِ بار...

قدرِ آدمهای امنِ زندگیم را میدانم همین کسانیکه با تماس‌های ...

حضرت یار! اجازه ست دچارت بشوم؟دوست دارم همه ی دار و ندارت بش...

حضرت یار! اجازه ست دچارت بشوم؟دوست دارم همه ی دار و ندارت بش...

حضرت یار! اجازه است دچارت بشوم؟دوست دارم همه‌ی دار و ندارت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط