با شعر نمیشود که خامت بکنم

با شعر نمیشود که خامت بکنم

هر چند که دفتری به نامت بکنم

هر بار که رد شدی سرت پایین بود

حسرت به دلم مانده سلامت بکنم




‌‌‎‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

فردا فردا کردن

......حالم این چند وقت یه جوریه انگار تحت یه فشار زیادی هستم...

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود قدش ۱۸۷ بود ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

وقتی لب تو خنده زد

برده عمارت جئون

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

متن آهنگ علی سورنا صاعقهتو ذهنم لحظه لحظه صائقه استیه دنیای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط