......

......
حالم این چند وقت یه جوریه
انگار تحت یه فشار زیادی هستم ..
یه حجم کاری دارم که دلم نمیخواد انجام بدم
و هم زمان با رفتار های مزخرف و بحث های فراوان ..
و یه دلتنگی به طرز عجیبی زیاد شده دوباره مواجهم..
و تنها کاری که میتونم بکنم اینه که فرار کنم از دست تمام این فکرا و حالت ها اما ادم یه جا به بن‌بست میخوره ..
اونجاست که زمین و زمان رو سرت خراب میشه ..
واینکه با وجود تمام اینا هر روز اینکار رو ادامه میدم و پاسی از شب به بن بست میخورم حتی اگه شبم به بن بست نخورم یهو یه جا با یه چیز خیلی مسخره میزنم زیر گریه یا عصبی میشم ..
رسما دارم رد میدم و نمیدونم چطور میتونم اینا رو حل کنم ...
اینجام که مث یه دفتر برام میمونه پس تنها دلیل اینکه میام غر بزنم یا چیزی همینه ..
دیدگاه ها (۲)

سناریو کازتورا پارت۱

ستاره دنباله دار پارت:۳۴

رمان آرام باش

~🐨: اوایل خیلی سعی می‌کردم بین «کیم نامجون» و «رپ مانستر» تف...

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده می‌پرسی💜پارت ۲...

Do I love him, or do I hate him?P¹⁴وایسا الان دستور داد بشین...

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

🐰همه پروژه‌های تولدمون رو دیدم. خیلی ممنونم از همه تون🐰فکر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط