دلم گرفت ازاین قفس

دلم گرفت ازاین قفس
توحسرت یه همنفس
من دیگه رونمیزنم
این دیگه آخرین دفعه اس
من یکی دلم گرفته ازخودم
ازاین خیال بی کسی
ازاین که جون دادم ولی
پیدانشدفریادرسی
آخرخطمودیگه
چشم من آب نمیخوره
این چاقوعمرادسته ی
خودشوبازنمیبره
من دیگه آخره جاده ی دلم
جاده ی بی عبوریه
برنمیگردم که ته
این جاده اشک وکوریه
یه راهی واکن جلوپام
دارم بازازپادرمیام
نه،چشمای ترنمیخوام
هواموهیچکسی نداشت
دستاموول نکن یه بار
دارم به آخرمیرسم
اشکاموازپادربیار
...
اشکامو...
دیدگاه ها (۵)

تواومدی سمتموچشمات همه حرفاتوبهم گفتنه نمیزارم ازتوقلبم کسی ...

خدایاچه دنیای عجیبی شده!اینجاوقتی دلت گرفته. وقتی پرازدردی ...

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ/گریه کردمو نوشتم نازنینم ...

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ/گریه کردمو نوشتم نازنینم ...

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

My professor Chapter:2Part:72شش ساعت از ورود جونگ کوک به اون...

پارت ۳۵

عاشقانه های شبنم

فیک

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

dark life=23

My professorChapter: 2Part: 106(بچها پارت ۱۰۶ گزارش شده بودم...

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط