اَگِـﮧ مـیـبـیـنـﮯ بـا هَـمِـﮧ گَـرمـ مـیـگـیـرَمـ دَلـیـ

اَگِـﮧ مـیـبـیـنـﮯ بـا هَـمِـﮧ گَـرمـ مـیـگـیـرَمـ دَلـیـلِـشـ ایـنِـﮧ کـﮧ ֿخـاڪـﮯ اَمـ ، نَـﮧ لـاشـﮯ
اَمّـا گـور بـابـاﮮ تـو وَ طَـرز فِـکـرِتـ عَـزیـزَمـ.
دیدگاه ها (۴)

تقدیم زندگیم🫂🧿🌐آندم که تو را در بغلم سفت بگیرم از هر نفست زن...

و حالا به اجبار مجبور میشوم تا این را برایت بنویسم و از تو م...

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــونقسمــت بیســت و دومسـوم سپتـ...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

عروسک من😈🔞پارت ششم نیکولای ولکوف دختر ها تعظیم کردن و بعد رف...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

معرفی.... گیلیگیلیگیلی

پارت: 18 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*زین خندید. یه خنده‌ی کوتاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط