P
P49
چند هفته گذشت.
فیلمبرداری تموم شده بود توی دسته بهترین فیلم قرار گرفت.
ایونت دقیقا همون جوری پیش میرفت که باید.
نورها گرم، صداها بلند، دوربین ها بیوقفه.
جیزل لبخند میزد.
با یک دستش بازو هیونجین گرفته با اون یکی دست تکون میداد.
اسمش تکرار میشد.
کیم جیزل…کیم جیزل
محکم.
بی نقص.
وقتی بدون عینک نگاه میکنه، چشمهاش تیزتره، خطرناکتره.
داخل نور ضعیفی داشت.
پشت یک میز وایستادن.
یکی از بازیگرا نزدیکشون شد.
~چه افتخار بزرگی که کیم جیزل رو تو مراسم میبینم
دختر لبخند زد.
هیونجین فقط به دختر نگاه میکرد.
چشماش بسته قلنج گردنش میشکونه.
جیزل:شازده
سرش آورد پایین به دختر نگاه کرد.
جیزل:یه نفر داره حسودی میکنه
هیونجین چیزی نمیگفت.
گوشه لبش پوزخند داشت.
جیزل:چرا آنقدر حسودی
سرش پایین تر آورد زمزمه کرد.
هیونجین:دوست داری بدونی؟
دستشو دور کمر دخترک گذاشت به خودش نزدیک کرد.
با صدای سونگ هی سرش چرخوند.
سونگ هی:هیونجین چقدر خوشحال شدم که دیدمت امشب
جیزل بازو هیونجین فشار داد.
داشت هشدار میداد که باهاش صحبت نکنه.
سونگ هی وقتی دید بهش توجه نکرد رفت.
هیونجین بوسه کوتاهی به لب دختر زد.
مشروب خوردن، رقصیدن.
ایونت بعد چند ساعت تموم شد رفتن خونه.
جیزل درد شدیدی تموم وجودش حس کرد.
در سرویس بهداشتی قفل کرد.
دستش روی دستگیره در مونده.
دستش ناخودآگاه رفت روی شکمش.
نفسش برای یه ثانیه برید.
شرطا
لایک ۱۵
کامنت ۲۰
چند هفته گذشت.
فیلمبرداری تموم شده بود توی دسته بهترین فیلم قرار گرفت.
ایونت دقیقا همون جوری پیش میرفت که باید.
نورها گرم، صداها بلند، دوربین ها بیوقفه.
جیزل لبخند میزد.
با یک دستش بازو هیونجین گرفته با اون یکی دست تکون میداد.
اسمش تکرار میشد.
کیم جیزل…کیم جیزل
محکم.
بی نقص.
وقتی بدون عینک نگاه میکنه، چشمهاش تیزتره، خطرناکتره.
داخل نور ضعیفی داشت.
پشت یک میز وایستادن.
یکی از بازیگرا نزدیکشون شد.
~چه افتخار بزرگی که کیم جیزل رو تو مراسم میبینم
دختر لبخند زد.
هیونجین فقط به دختر نگاه میکرد.
چشماش بسته قلنج گردنش میشکونه.
جیزل:شازده
سرش آورد پایین به دختر نگاه کرد.
جیزل:یه نفر داره حسودی میکنه
هیونجین چیزی نمیگفت.
گوشه لبش پوزخند داشت.
جیزل:چرا آنقدر حسودی
سرش پایین تر آورد زمزمه کرد.
هیونجین:دوست داری بدونی؟
دستشو دور کمر دخترک گذاشت به خودش نزدیک کرد.
با صدای سونگ هی سرش چرخوند.
سونگ هی:هیونجین چقدر خوشحال شدم که دیدمت امشب
جیزل بازو هیونجین فشار داد.
داشت هشدار میداد که باهاش صحبت نکنه.
سونگ هی وقتی دید بهش توجه نکرد رفت.
هیونجین بوسه کوتاهی به لب دختر زد.
مشروب خوردن، رقصیدن.
ایونت بعد چند ساعت تموم شد رفتن خونه.
جیزل درد شدیدی تموم وجودش حس کرد.
در سرویس بهداشتی قفل کرد.
دستش روی دستگیره در مونده.
دستش ناخودآگاه رفت روی شکمش.
نفسش برای یه ثانیه برید.
شرطا
لایک ۱۵
کامنت ۲۰
- ۱.۲k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط