P

P47
یک روز گذشت.
میکاپ آرتیست ها داشتن آرایش جیزل تکمیل می‌کردن.
جیزل:آرایش امروز خیلی خوب شده
میکاپ آرتیست لبخند زد.
~بیخیال خانم کیم همش به لطف صورت خودته
دختر خودشو توی اینه میبینه پوزخند میزنه.
چشماش سرد و خمار مثل همیشه.
سونگ هی وارد اتاق میشه.
سونگ هی:راستی ما توی یه سالن می‌ریم مگه نه؟
نشست روی صندلی.
سونگ هی:میشه برام یچیزی بیارید بخورم و مارو تنها بزارید
هرد‌و میکاپ آرتیست رفتن بیرون.
سونگ هی:چرا آنقدر توی مخی؟
از روی صندلی بلند شد.
جیزل:دنبال دلیلش توی من نگرد خودت رو ببین
بدون مکث ادامه داد.
جیزل:جوابت همون جا پیدا میکنی باید بدونی دفعه بعد دیگه بازی نخوری
از اتاق رفت پایین سر ضبط فیلم برداری کم کم همه چیز داشت آماده میشد یه ربع دیگه فیلمبرداری شروع میشد.
فیلمبرداری شروع شده بود.
جیزل به طرف ماشین می‌دوید دستش روی پنجره ماشین گذاشت.
جیزل:لطفا کمکم کنید
نفس نفس میزد.
سونگ هی از توی ماشین پوزخند زد.
~کات، سونگ هی
سونگ هی:کارگردان فقط بازیش خیلی عجیبه
در ماشین باز کرد پیاده شد.
سونگ هی:این دیگه چه وضع بازی کردنه؟تمرین نکردی؟اگه سوسکم دنبالت کنه قیافت این شکلی نمیشه
بعد یه استراحت کوتاه دوباره شروع کردیم.
~برداشت سوم
جیزل دوباره همون کار تکرار کرد.
~برداشت پنجم
دوباره.
دوباره.
دوباره.
~برداشت دهم..اکشن
جیزل:ل.. لطفا کمکم کنید
~برداشت دوازدهم. برداشت پانزدهم. برداشت بیستم
سونگ هی:دارم دیوونه میشم جدی
پنجره ماشین پایین داد.
سونگ هی:داری سر به سرم میزاری؟میخوای اعصاب منو خورد کنی کارگردان اون نگاهش رو دیدین منظورم اینه با این نگاه چطوری بازی کنم
جیزل نه عصبی میشه، نه داد میزنه.حتی ناراحتم نمیشه.
صورتش مثل همیشه خنثی و سرد باقی میمونه.
میدونه فقط داره از فرصت استفاده میکنه تا انتقام بگیره.

شرطا
لایک ۱۵
کامنت ۲۰
دیدگاه ها (۱)

P46با بوسه های ریز هیونجین از خواب بیدار شد.هیونجین:صبح بخیر...

P45چند بطری خالی روی میز.اسنک ها تقریبا تموم شدن.همه مست بود...

P24۲ روز گذشت.ساعت ۱۱:۵۱شب.آرایش میکرد.دقیق،ساده.هیونجین از ...

P15صبح با صدای زنگ گوشی بیدار شد.لباسشو پوشید.به هیونجین که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط