تازه همین الان پاشدم و یادم نبود که باید برای دوستم یکسری

تازه همین الان پاشدم و یادم نبود که باید برای دوستم یکسری صفحه هایی که میخواست از درس رو براش بفرستم
و اومده گفته که فکر نمیکردم تو همچین آدمی باشی...
خب من دیروز خونه ی مامان بزرگم بودم و اینترنت اونجا ضعیف بود فقط سین زدم چون پیام نمی‌تونستم بفرستم چون اینترنت خیلی ضعیف بود
خودمم تازه شروع کردم برای خواندن...
بعد از دستم ناراحته😐
خب من اینترنتم الان تازه درست شد😭
دیدگاه ها (۱۶)

تکپارتی𓂃 ࣪˖ ִֶָ☾. ݁₊ ⊹ . ݁˖ تهیونگهایی من ات هستم دوست دختر ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۴ویو راوی مشتری تش...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.12ا.ت:اووو ببینش چ...

پارت ۳۶

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

پارت آخر «حسود کوچولوی جذابم» 🍓🎀🌒ویو لناماشین رو جلوی خونه پ...

عاشقم باش Part 52

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط