یاد باد آن روزگاران یاد باد

چی میشد آدم میتونست به روزهای خوش گذشته برگرده
روزهایی پر از سادگی و صفا ، اون روزها که همه خانواده و اقوام سر یک سفره جمع میشدن همون سفره ای که ساده بود ولی پر از برکت و عشق
خنده های از ته دل ، آدم های مهربون و خوش قلب با ظاهر و لباس های ساده ولی پر از سخاوت و عشق
کوچه هایی که صدای خنده بچه ها شنیده میشد
بوی انواع غذاهایی که از هر خونه ای به مشام میرسید و مادر خونه با عشق درست کرده بود ، صدای پیرمرد آلاسگا فروش ، چرخ و فلکی ، فرفره و جغ جغه فروش ، لحاف دوزی و کت و شلواری ، نمکی و کاسه بشقابی
وای که چی بود و قدرشو ندونستیم و گذشت
آرزو داشتیم بزرگ بشیم قافل از اینکه خبر نداشتیم چه روزهایی سخت پیش رو داریم
بزرگ شدیم به قیمت از دست دادن روزهای خوش کودکی
بزرگ شدیم به قیمت از دست دادن پدر بزرگ و مادر بزرگ ، بزرگ شدیم به قیمت از دست دادن پدر
بزرگ شدیم به قیمت از دست دادن اون همه صفا و صمیمیت و . . .
یاااااااااااااادددددددشششششش ببببببببخییییییررررررر 😔
دیدگاه ها (۰)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

عشق مافیا:)))پارت شیش: پدر ات هم مافیا بوده و هست ولی برای ا...

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت دومحیح چقد زود پارت دادم-____...

برادر ناتنی

🖤 قسمت دوم آخرین حرف‌های یک پدربیماری پدر فاطمه روزب...

پیوند علیرضا و مهشاد مبارکاما کسی برای از هم پاشیدن پیوندبین...

🌱 قسمت اول داستان یکی از دخترای کان...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط