name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.
Season:¹
part:³
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد از انجام کار های به سرپرست گرفتن من از اون زندان ازاد شدم.
.
بعد از بیرون اومدن از پروشگاه حس دلتنگی بهم دست داد اخه به اونجا ادت کرده بودم.
.
همراه مادر و پدر به سمت یه ماشین رفتیم و سوارش شدیم .
.
حس و حال خوبی نداشتم دلشوره داشت منو از بیخ میسوزوند.
.
سعی کردم حال خودم رو تغير بدم تا مبادا مامان یا بابا بفهمن و پشیمون بشن از اینکه منو انتخاب کردن.
.
غرق پارو زدن تو افکارم بودم که مادر با حرفش کشتی افکارم رو غرق کرد .
.
٪ارورا ..... .
+بله مادر؟
٪اگه کسی تو عمارت اذیتت کرد بهم بگو .
.
منظورش از عمارت چی بود ؟؟؟
اصلا چرا کسی تو خونه باید اذیتم کنه؟؟
.
+..چشم مادر.
٪سعی کن به فضای خونه عادت کنی وتا وقتی من نگم از اتاقت بیرون نیای.
+چشم.
.
یه چیزی درست نیست حرفای مادر بوی خون میداد نکنه منو بکشن؟؟
.
نه امکان نداره .
.
بالا خر ماشین توقف کرد دست مادر و پدر رو گرفتم و با هم به سمت در اصلی رفتیم.
.
با تعجب به اطراف نگاه میکردم .
.
وقتی وارد خونه شدیم ساکت بود خیلی ساکت.
.
خونه جدیه بوی اشنایی میداد و این برام عجیب بود.
.
باهم‌به سمت طبقه سوم رفتیم اونجا یه دره صورتی داشت حتما اون اتاق منه .
.
ولی سوال این بود.
.
هر طبقه معمولأ یک اتاق داشت ولی طبقه ی سوم دوتا ؟؟؟
.
یه در مشکی درست کنار در اتاق من بود .
.
مادر رو زانو نشست و گفت :
.
٪کنجکاوی نکن و تا زمانی که نگفتم وارد این اتاق نشو .
.
+چش....
.
حرفم با صدای دختری قطع شد .
.
اون دختر پرید بغل مادرم و گفت:
×مادر تا الان کجا بودی .
.
مادر انگشت اشارش رو روی لبش گذاشت و گفت :
٪هیشششش ....میدونی اگه بفهمه اینجاییم بد اتفاقی میفته.
.
دختر ساکت شد .
.
مثل اینکه مادر یه بچه دیگه هم داره .
.
ولی اون که بچه داره چرا منو به اینجا اورده؟؟
اون کیه پشت اون در که مادر ازش میترسه ؟؟
.
سوال های زیادی داشتم از مادر که همون دختر گفت:
×مادر این همون دختره که...
مادر دستشو جلوی دهن اون دختر گذاشت و رو به من گفت:
٪این دختری که میبینی خواهر ناتنیه توعه اسمشم سلناعه باهم خوب باشین .
.
×اسم تو چیه؟؟
.
+من ...من آرورا هستم.
_______________________
(فلش بک به دوساعت بعد)
داخل اتاقم بودم داشتم وسایل هام رو مرتب میکردم .
اتاق قشنگی داشتم .
.
لباس خوابم رو از کمد در اوردم و پوشیدم لباس قشنگی بود ولی.........اَه چرا انقدر همچی عجیبه مادر و پدر از کجا سایز منو داشتن اصلا چرا این عمارت برام اشناست چرا .....سوال های زیادی دارم .
.
مثل اینکه خوشی دلمو زده .
.
(ویو جئونکوک)
.
از هفته قبل شروع شد .
.
فهمیدم اونا قراره همون دختر رو به اینجا بیارن همونی که مطمعن بودن امکان نداره اون رو بکشم درست فک کردن پدر بزرگ باهوش تر از ایناست هم خونش رو میشناسه.
.
_لعنتی
.
الان اون دختر درست پشت اون دیواره و نمیدونه پدرش در دستای پدر عوضیم...جون داده ....... اگه پدرش الان اینجا بود .........اون داخل پرورشگاه بزرگ نمی شد لعنتی دارم از دست این روانی ها دیوونه میشم لعنت به همتون .
.
پدر بزرگ راست میگه تنها کسی که منو میتونه رام کنه همونه همون دختر رنگی نباید نقطه ضعفم رو میفهمیدن .
.
ولی چطور فهمیدم من که اصلا سر نخی به جا نذاشتم.
.
خیلی وقته که ندیدمش مطمعناً تغیر کرده .
.
ولی خوشحالم که اون دختر قراره رامم کنه نه اون سلنای خراب .
.
ادامه دارد......
.
جئونکوک نمیدونست بعد رام شدن قراره چه اتفاقی بيفته.
.
برای خوشحال بودن زود بود.
.
و سوال اصلی اینه چرا پدر جئونکوک پدر آرورا رو به قتل رسوند یعنی اونا چه ارتباطی با هم داشتند؟؟؟
بابت حمایت ممنون خیلی خیلی زیاد😉😊🪷
دیدگاه ها (۵)

اولی لباس آرورا وقتی از پرورشگاه بیرون اومد و کفشش استایل دو...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼Season:¹part:².....

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

the first lie

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁶....

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p7جلومو که نگاه کردم د...

آقا یه سوال...بابای چرا جای این پدر منو رو در بیاره تا پسر د...

the first lie

سلام سلام من با یه فیک جدید اومدم ..............name:شکوه رن...

پارت ۷ ساعت ۱۲ و ۲۶ دقیقه_جونگکوک:حدود ۳ ساعت از رفتن تهیونگ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهارمویو ات صبح از خواب با سردر...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁹....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط