در آن دوری و بد حالی نبودم از رخت خالی

در آن دوری و بد حالی نبودم از رخت خالی
به دل می دیدمت وز جان سلامت می فرستادم
دیدگاه ها (۰)

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتمکه شهیدان که‌اند این همه خونین...

🔥🚒 هفتم مهر، روز آتش‌نشان مبارکبه مردانی که برای نجات جان دی...

از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده‌امخانه به خانه، در به در، کوچه...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

آن نه عشق است که از دل به دهان می‌آیدوان نه عاشق که ز معشوق ...

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبتتا بیایند عزیزان به مبارک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط