🌱🍃 #شب،
🌱🍃 #شب،
با موهای پریشانش
می ریزد بر شانههای تنهاییام ،
و تو…
چقدر دوری...
صدایت
گم شده است
در سکوت پنجره...
و من دل می بندم
به چراغهای خاموش خیابان...
شاید
نوری از نگاهت
در آنها مانده باشد…
ماه،
چون نامهای بیپاسخ،
هر شب
میافتد روی میز دلتنگیام...
و من
هزار بار نامت را
روی مه مینویسم،
بیآنکه صبح
بیاورد تورا...
دوریات
نه فاصله است،
نه زمان...
دوریات
همان لحظهایست
که شب
دست مرا نمیگیرد...!!!🌱🍃
#لایک_لطفا
#باز_نشر_بدید_لطفا
با موهای پریشانش
می ریزد بر شانههای تنهاییام ،
و تو…
چقدر دوری...
صدایت
گم شده است
در سکوت پنجره...
و من دل می بندم
به چراغهای خاموش خیابان...
شاید
نوری از نگاهت
در آنها مانده باشد…
ماه،
چون نامهای بیپاسخ،
هر شب
میافتد روی میز دلتنگیام...
و من
هزار بار نامت را
روی مه مینویسم،
بیآنکه صبح
بیاورد تورا...
دوریات
نه فاصله است،
نه زمان...
دوریات
همان لحظهایست
که شب
دست مرا نمیگیرد...!!!🌱🍃
#لایک_لطفا
#باز_نشر_بدید_لطفا
- ۳.۱k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط