دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلم

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلم

تا خود چه باشد حاصلی از گریهٔ بی‌حاصلم؟

چون سایه دور از روی تو افتاده‌ام در کوی تو

چشم امیدم سوی تو وای از امید باطلم

از بس که با جان و دلم ای جان و دل آمیختی

چون نکهت از آغوش گُل بوی تو خیزد از گِلَم

لبریز اشکم جام کو؟ آن آب آتش‌فام کو؟

وآن مایهٔ آرام کو؟ تا چاره سازد مشکلم

در کار عشقم یار دل آگاهم از اسرار دل

غافل نیم از کار دل وز کار دنیا غافلم

در عشق و مستی داده‌ام بود و نبود خویشتن

ای ساقی مستان بگو دیوانه‌ام یا عاقلم

چون اشک می‌لرزد دلم از موج گیسویی رهی

با آن که در طوفان غم دریا، دلم، دریادلم...🦋🦋

شبت بخیروشادی محبویم🫂🧿

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

لبریز اشکم جام کو؟ آن آب آتش فام کو؟و آن مایهٔ آرام کو؟تا چا...

‍ ....از کجا پیدا شدی ای جان که عاشق شد دلم مثل دریا آمدی مه...

تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلممثل تو کیست در جهان تا ز تو...

ای که مهار می‌کشی صبر کن و سبک مروکز طرفی تو می‌کشی وز طرفی ...

همه شب نالم چون نی ، که غمی دارمدل و جان بردی ، اما نشدی یار...

همه شب نالم چون نی ، که غمی دارمدل و جان بردی اما ، نشدی یار...

ای صفای قلب زارم ........هر چه دارم از تو دارمتا قیامت ای رض...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ای هوس‌های دلم بیا بیا بیا بیا ای مرا...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط