ویو _
ویو _
خب از کنسرت بگذریم رسیدم خونه بابام داشت درمورد شرکت صحبت میکرد مامانم که خونه نبود فقط مونده بود لیسا و فیلیکس دوست داشتم برم اذیتشون کنم بزار اول لباسم رو عوض کنم ( لباسش رو میذارم)
رفتم سمت اتاق فیلیکس رفتم تو
_: سلام داداشتم اسکلم ( خودتی )
!: یه وقت در نزنی بگو چیشده
_: وا این چه طرز صحبت با خواهرته هیچی اومدم ببینم چیکار میکنی
!: حالا که دیدی برو بیرون
_: باشه برات بعدا دارم
!: برو بابا
_: میرم اصلا پیش لیسا
________________________
_: لیسااااا ابجیت اومده
٪ : ات انقدر کار دارم لطفا امروز ولم کن
_: وا شما امروز چتون شده باشه من رفتم
_____________________________
ویو _
حوصلم واقعا سر رفته بود دیگه نمیتونستم که یادم اومد تهیونگ بهم شماره داده چی میشد اگه زنگ میزده اگه زنگ بزنم جواب میده یا نه زنگ زدم جپاب داد
+: الو بفرمایید
_: سلام منم امروز بهم شماره دادید
+: اها ات سلام چطوری
_: خیلی ممنون شما حالتون خوبه ولی شما اسم من رو از کجا میدونید
+: منم خوبم خواهرم بهم گفته بود
_:خواهرتون
+: اره گفته بود دوستته
_: میشه اسمش رو بگید
+: اسمش سواست
_: سوا واقعا خواهر شماست
+: اره خواهرمه فکر کردم بهتون گفته
_: نه بهم نگفته بود
+: حالا اشکال نداره دوست داری فردا باهم بریم کافه
_: حتما فردا اتفاقا وقتم خالیه
+: چه خوب پس فردا میبینمت
_: خدافظ
ادامه دارد................
خب از کنسرت بگذریم رسیدم خونه بابام داشت درمورد شرکت صحبت میکرد مامانم که خونه نبود فقط مونده بود لیسا و فیلیکس دوست داشتم برم اذیتشون کنم بزار اول لباسم رو عوض کنم ( لباسش رو میذارم)
رفتم سمت اتاق فیلیکس رفتم تو
_: سلام داداشتم اسکلم ( خودتی )
!: یه وقت در نزنی بگو چیشده
_: وا این چه طرز صحبت با خواهرته هیچی اومدم ببینم چیکار میکنی
!: حالا که دیدی برو بیرون
_: باشه برات بعدا دارم
!: برو بابا
_: میرم اصلا پیش لیسا
________________________
_: لیسااااا ابجیت اومده
٪ : ات انقدر کار دارم لطفا امروز ولم کن
_: وا شما امروز چتون شده باشه من رفتم
_____________________________
ویو _
حوصلم واقعا سر رفته بود دیگه نمیتونستم که یادم اومد تهیونگ بهم شماره داده چی میشد اگه زنگ میزده اگه زنگ بزنم جواب میده یا نه زنگ زدم جپاب داد
+: الو بفرمایید
_: سلام منم امروز بهم شماره دادید
+: اها ات سلام چطوری
_: خیلی ممنون شما حالتون خوبه ولی شما اسم من رو از کجا میدونید
+: منم خوبم خواهرم بهم گفته بود
_:خواهرتون
+: اره گفته بود دوستته
_: میشه اسمش رو بگید
+: اسمش سواست
_: سوا واقعا خواهر شماست
+: اره خواهرمه فکر کردم بهتون گفته
_: نه بهم نگفته بود
+: حالا اشکال نداره دوست داری فردا باهم بریم کافه
_: حتما فردا اتفاقا وقتم خالیه
+: چه خوب پس فردا میبینمت
_: خدافظ
ادامه دارد................
- ۱۴۸
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط