رمان: ببر من p۲

رمان: ببر من p۲


_: تعجب کردم که چرا میخواست شمارش رو بده اما چون‌ روش کراش داشتم گرفتم


+: نمیدونم چرا ولی انگار عاشقش شدم دختر خوشگلی بود . بهش شمارم رو دادم تا بعدا باهم صحبت کنیم و میخواستم بهش بگم دوستش دارم اونم بهم شمارش رو داد و بعد رفت نفر بعدی که دیدم تعجب کردم خواهرم بود

$:سلام برادر گلم چخبر

+: تو اینجا چیکار میکنی

$: هیچی اومدم گوه بخورم اومدم کنسرت دیگه

+: احمق اونو که میدونم میخوام بدونم مگه تو ارمی

$: بله به لطف دوستام ارمی شدم

+: دوستات اوناهم اومدن

$: اره یه چی میگم ولی بین خودمون باشه

+: بگو ببینم

$: اون دختره بود که قبله من ازت امضا گرفت

+: خب

$: اون رو تو کراش داره اسمشم اته

+: اون دختره واقعا

$: اره ببینم کاری میکنی زن داداشم بشه یا نه

+: اون که خوراکمه ولی خودمم ازش خوشم اومده شمارم رو بهش دادم

$: واقعا ایول بالاخره یکی مخ تو رو زد

+: برو رد کارت امضاتم که گرفتی

____________________________________
ویو _

وای خدایه من واقعا الان شمارم رو دادم تهیونگ وایییی دارم سکته میکنم خیلی دوست دارم بدونم چیکارم داره


ادامه دارد .........
دیدگاه ها (۰)

ویو _ خب از کنسرت بگذریم رسیدم خونه بابام داشت درمورد شرکت ...

ببر من : p1_: امروز قرار ...

علامت ها‌_ات+تهیونگ&جونگکوک٪لیسا!فیلیکس؟یونا$سوا-جیمین /جنی...

(پارت نه)از ماشین پیاده شدم .. اونم پیاده شدـ عاااا فکر کنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط