رمان: ببر من p3
رمان: ببر من p3
ویو _
خیلی خوشحال شدم میخواستم تهیونگ برم بیرون رفتم سریع بخوابم که فردا شه
(فردا صبح )
صبح با غرغر های فیلیکس بیدار شدم دوست داشتم بزنم دهنش ( گوه خوردی )
بیدار شدم رفتم حموم و بعد حموم لباس خوشگلم رو پوشیدم و نشستم میکاپ کردن که دیدم گوشیم زنگ میخوره بلههه تهیونگ بود جواب دادم
+: صبحت بخیر
_: سلام صبح تو هم بخیر
+: بیا پایین منتظرتم
_: مگه ادرس خونمون رو بلدی
+: از سوا گرفتم
_: باشه اومدم
سریع عطرم رو زدم و رفتم پایین به همه صبح بخیر گفتم که لیسا گفت
٪ : مگه صبحونه نمیخوری
_: نه میرم بیرون میخورم بای
همه خدافظی کردن و سریع رفتم موتور تهیونگ رو دیدم
_: سلام
+: سلام خانم کوچولو بپر بالا که بریم
_:مگه تو بلدی بعدشم به من نگو کوچولو
+: باشه ولی اگه بلد نبودم با موتور نمیومدم
_: اره ولی نمیخوای بهم کلاه بدی
+: بگیر
_: مرسی
نشستم که دوتا دستام رو گرفت و دور کمرش حلقه کرد و گفت
+: سفت بگیرم
تعجب کردم ولی از یه طرفم خوشحال بودم و رفتیم که گفت
+: دوست داری بریم کافه یا رستوران
_: بریم کافه
+: باشه پس سفت بگیرم
منم سفت گرفتمش و رسیدیم
ادامه دارد ......
ویو _
خیلی خوشحال شدم میخواستم تهیونگ برم بیرون رفتم سریع بخوابم که فردا شه
(فردا صبح )
صبح با غرغر های فیلیکس بیدار شدم دوست داشتم بزنم دهنش ( گوه خوردی )
بیدار شدم رفتم حموم و بعد حموم لباس خوشگلم رو پوشیدم و نشستم میکاپ کردن که دیدم گوشیم زنگ میخوره بلههه تهیونگ بود جواب دادم
+: صبحت بخیر
_: سلام صبح تو هم بخیر
+: بیا پایین منتظرتم
_: مگه ادرس خونمون رو بلدی
+: از سوا گرفتم
_: باشه اومدم
سریع عطرم رو زدم و رفتم پایین به همه صبح بخیر گفتم که لیسا گفت
٪ : مگه صبحونه نمیخوری
_: نه میرم بیرون میخورم بای
همه خدافظی کردن و سریع رفتم موتور تهیونگ رو دیدم
_: سلام
+: سلام خانم کوچولو بپر بالا که بریم
_:مگه تو بلدی بعدشم به من نگو کوچولو
+: باشه ولی اگه بلد نبودم با موتور نمیومدم
_: اره ولی نمیخوای بهم کلاه بدی
+: بگیر
_: مرسی
نشستم که دوتا دستام رو گرفت و دور کمرش حلقه کرد و گفت
+: سفت بگیرم
تعجب کردم ولی از یه طرفم خوشحال بودم و رفتیم که گفت
+: دوست داری بریم کافه یا رستوران
_: بریم کافه
+: باشه پس سفت بگیرم
منم سفت گرفتمش و رسیدیم
ادامه دارد ......
- ۱۵۲
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط