رمان:ببر من p9

رمان:ببر من p9

ویو!

صدا در اومد رفتم باز کردم با کسی که بود تعجب کردم اون تهیونگ بود

+: سلام فیلیکس ات کجاست ؟

!: به تو هیچ ربطی نداره به سلامت

که مامانم گفت

مامان : فیلیکس این چه رفتاریه با مهمون

+: سلام خاله

مامان: سلام عزیزم بیا داخل

تهیونگ اومد داخل و نشست رو مبل بابام اومد گرم صحبت با تهیونگ شد که تهیونگ گفت

+: عمو ات کجاست ؟

بابا: تو اتاقش طبقه بالا ته راهرو سمت راست

+: ممنون

ویو+

به خاطر کاری که کردم تصمیم گرفتم برم خونشون و از ات معذرت خواهی کنم وقتی که رفتم فیلیکس در رو باز کرد اول تعجب کرد و ولی بعد گفت از خونشون برم ولی مامانش اومد و گفت برم داخل بعد از اینکه نشستم باباش اومد باهم در مورد شرکت صحبت کردیم که گفتم ات کجاست و گفت طبقه بالا........ وقتی رفتم بالا سمت اتاقش اول در زدم و گفت


ادامه دارد..............
دیدگاه ها (۰)

۷۰ تاییمون مبارک و پاداش شما ۱۰ پارت رمانه

ببه فقط یک نفر دیگه مونده تا ده پارت رمان رو بزارم 💗✨

وقتی با هم دعوا میکنید...p3 ...

وقتی عموت یود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط