اسب خیال مرا

اسب خیال مرا
در کدامین دشت خیال انگیز
رها گذاشته ای
آنچنان مست که گم کرده راه خانه را
نمی گویم (مرا به خودم باز ده)
بگو خیال به خوشی عادت کرده را
چگونه بر سر این زندگی سرد
بازگردانم....
دیدگاه ها (۳)

یه‌ روزی‌ همه‌ زخ‍‌مای‌ زندگی خوب میشه ،اما بعضی حرفا هیچوقت...

اهای پاییزاومدی بازم اون اینجا نیست...تو این روزای بارونیه پ...

⁨⁨مگذار باز از سفرت بی‌خبر مرایک‌ بار هم اگر شده با خود ببر ...

در وسعت این جهان، روح رنجورم جز میان سطرهای نوشته‌هایم پناهی...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط