آفتابا‌چه‌سبب؟

آفتابا‌چه‌سبب؟
این‌همه‌راه‌آمده‌ای‌‌که‌به‌این‌خاک‌غریبی‌برسی؟
ارغوانم‌را‌دیدی‌سرِراه؟
مثلِ‌من‌،پیر‌شده‌است؟
چه‌به‌او‌گفتی؟
او‌با‌تو‌چه‌گفت؟
نه‌چرا‌میپرسم؟!
ارغوان‌خاموش‌است
دیرگاهی‌ست‌که‌او‌،خاموش‌است
آفنایانِ‌زبانش‌رفته‌اند
ارغوان‌ویران‌است
هردومان
ویرانیم...
دیدگاه ها (۳)

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

این برای این داستان کافیه. چون این داستان، همون‌طوری که تو گ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

p21جنا از زیرزمین بالا آمد و نامه را در ذهنش مرور می‌کرد.سوی...

Part.5#مرد-منچند دقیقه گذشت. لیانا لیوان چای رو توی دستش می‌...

پارت ۱ساعت ۲:۴۱ بامداد بود.همه خواب بودند.تو هم خوابیده بودی...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهل‌وهفتم 𓆪 🖤🥀همه به تصویر خیره شده بودند.اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط